» از همین شاعر
 اين دعا ميکنم از روی يقين
 پيکی که رساند بمن از وی خبر اينک
 هر که دارد هوس راه عدم بسم الله
 به لوح نرد محبت به ششدر اندر و ماتم
 نظر اگر چه به دام آفتاب می آرد
 يار افگند برخ گرچه نقاب من و تو
 بر لب مدام باده مرد افگن خيال
 سکهء غم که بنام من شيدا زده باز
  دل ز شوقش بسکه اندر خون طلاطم می کند
 چو نبود غير او اندر ميانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا شدم بيخبر از نام و نشان
زان نيابم اثر نام و نشان
چيست آخر شب گمرايی را
آخرش دان سحر نام و نشان
نخل ملعون بجز اين نيست دگر
خود پرستی ثمر نام و نشان
در فردوس وصالش جويی
رو بگردان ز در نام و نشان
رتبه و پايهء عالی خواهی
تو بنه پا بسر نام و نشان
بی خطر تا به بر دوست رسی
چو رهی از خطر نام و نشان
ببر جوهر بی عشق احمد
خذفست اين گهر نام و نشان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *