» از همین شاعر
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 به ناز کج کلهء چون بزين سوار شود
 عشق را نازم که با گردون کند مردانه جنگ
 چه خوش بی کيف و صوت او اياز هو باشد
 خونابه چکان چشمم ازبارش جان امشب
 رموز وادی ايمن بياموز
 اگر روپوش ادراکت بر افتد از جمال او
 ز بحر لا در اسرار منصور
 موج زن هر طرف دريای حسن يار ماست
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چو نبود غير او اندر ميانه
چرا شد آدم خاکی بهانه
بود اين نکته ام از روی تحقيق
ببين در خويش تحقيق است يانه
تو بر گرد حريم و دير گردی
صدای يار می آيد ز خانه
ظهور حسن و عشق آمد من و تو
که خود در خود بخود باشد يگانه
رموز دلبری از دلبران پرس
که تا دانی کلام دلبرانه
نميدانم ز دل نام و نشانی
بغير از تير نازش را نشانه
نباشد عيب بی باکی به احمد
بود اين راه رسم عاشقانه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *