» از همین شاعر
 بسليمان خبر از دبدبهء مور مگو
 بيا در ديدۀ ما آشيان کن
 آمد آن پيمان شکن باز از سر پيمان نو
 چتر بر فرق ز برگ ورق ياسمنم
 در نشيب از بهر سير خويش تنها ميروم
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 زخاک درگهء ما يافت اعتبار فلک
 با ما شراب از خم حيرت فزا بنوش
 بسوی ما خبر مختصر ز يار نويس
 دلا منه قدم اصلا به نردبان مجاز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

معنی طاهاست صورت بای بسم الله را
يا بود بدر تجلی شکل اله الله را
در رۀ التاج عروس وحی از سوی عدم
طرف رحمانيتش خظر است هر گمراه را
رستم حسن است همسر صفدرِ درد مرا
رزم جويد فوج آهم دشت وحشتگاه را
ناوک مژگان بشصت ناز بازوی نگاه
حرز ما و وفا سپر باشد دل آگاهرا
احمدا صد جای بگسسته نخ خام خرود
کی توانی عقد بستن رشتهء کوتاه را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *