» از همین شاعر
 مشق دلی از قطره هويداست مگر
 اگر روپوش ادراکت بر افتد از جمال او
 عشق را نازم که با گردون کند مردانه جنگ
 دلا منه قدم اصلا به نردبان مجاز
 فنا ممات، تمام بقا حيات مدام است
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب
 اين دعا ميکنم از روی يقين
 لبالب شد چنان جام شهودم
 بعالم فتنه از چشم سياهش
 شاه ما بی ما به ما همخانگی ها می کند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بی پرده ميزند بصد آهنگ ساز را
نی کيف و صوت زمزمه قانون نواز را
در بحث عشق چون و چرا در جواب نيست
در قدس حضرتش چه مجال امتياز را
زاهد نخوانده ييِ تو صلواة علی الدوام
تا حشر کس نکرد ادا اين نماز را
هر جا بخشت سر بنه و خواب ناز کن
می دان عذاب راحت بالين ناز را
در مجلسی که شعر من آيد در آن ميان
احمد بوجد افگند ارباب راز را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *