» از همین شاعر
 شکوفه زار بود بسکه بوستان قفس
 امروز روز قتل بسر ميرسد مرا
 شبنم جانست امشب نم رياحين مرا
 به ناز کج کلهء چون بزين سوار شود
 عدم ميخانه ميباشد زلال از آب حيوانش
 آمد آن پيمان شکن باز از سر پيمان نو
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 به تو بی تو شده روپوش بگو ميدانی
 ديدِ حق ديدن ديدار فقير
 صبح ازل شب ابد نيست بجز دو شهپرم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا شدم بيخبر از نام و نشان
زان نيابم اثر نام و نشان
چيست آخر شب گمرايی را
آخرش دان سحر نام و نشان
نخل ملعون بجز اين نيست دگر
خود پرستی ثمر نام و نشان
در فردوس وصالش جويی
رو بگردان ز در نام و نشان
رتبه و پايهء عالی خواهی
تو بنه پا بسر نام و نشان
بی خطر تا به بر دوست رسی
چو رهی از خطر نام و نشان
ببر جوهر بی عشق احمد
خذفست اين گهر نام و نشان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *