» از همین شاعر
 نخست درگهء رند فلک جناب ببوس
 رشته کار بدست من بيکار ه بود
 حيرت افزا صوت رحمانی شنو
 از راهبی ز دير ز ناقوس شد بگوش
 شوی چو واقف راز قدم بدانکه قديمی
 به گلزار ظهور ديدۀ عين اليقين بينم
 شاه ما بی ما به ما همخانگی ها می کند
 بر تارکم اين ترک نمد ترک جهان است
 تا شدم بيخبر از نام و نشان
 رموز وادی ايمن بياموز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

يار افگند برخ گرچه نقاب من و تو
در ميان من تو گشت عذاب من و تو
کاتب دفتر اسرار ازل گفت که حيف
غلط افتاد بيک نقطه کتاب من و تو
هست موعود که باشد بميان روز شمار
چه شمار است بگو غير حساب من و تو
لابقا صورت امکان همه بی بود بود
عين درياست چو بشکست حباب من و تو
توسن نفس حروانست بغايط احمد
پای مردی نگذاری برکاب من و تو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *