» از همین شاعر
 از می بدن من مزید کیست که ساغر زده *
 ربايد غم ز دلها نام جان افزای ميخانه
 کفن در زندگی در سر کشيدن کار رندانست
 شکوفه زار بود بسکه بوستان قفس
  دل ز شوقش بسکه اندر خون طلاطم می کند
 ببام عرش می تازد شهء گردون سوار ما
 بی پرده ميزند بصد آهنگ ساز را
 ايدل برو کنار شو آن دلبر آمده
 فرق کيوان پايمالم شد چو پوشيدم پلاس
 فراموشی مقام خاص باشد اهل تمکين را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به جام ديده ز خوناب دل زلال بريز
به جرمش آنکه زبان تا نگشته لال بريز
بخوان تو يک الف ازابتدای ابجد ما
هزار دُر ز دهن نکته از کمال بريز
بيا به نوبت دو رقيب ای ساقي
بجام رنج دُر و شربت از ملال بريز
مرا که عمر به تلخی ز هر هجر گذشت
بکام شهر وصال ای فلک مثال بريز
ميی که عقل در انکار طعم و ذايقه اش
ترا حرام، به احمد بود حلال، بريز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *