» از همین شاعر
 به شهبازان قربش آشيان بی آشيانی ها
 ز پا فتادنم اينجا نفس کشيدن ما شد
 از من از پير مغان و رۀ ميخانه بپرس
 خوشدل کسيکه شد ز ازل آشنای دل
 در ظلمت از چشم يقين آنکس که ايوان يافته
 کشند ز سينهء من آه زبانه برون
 رقص صوفی دل از نغمهء پنهان منست
 ياد او خود بفزونی چو رسد ياد رود
 هر که دارد هوس راه عدم بسم الله
 ز کاروان عدم ميرسد صدای جرس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رموز واديِ ايمن بياموز
برون از گفتنی از من بياموز
عروج عالم عُلياست سيرت
ره پنهان اين روزن بياموز
نداری گر بسر چشم خدا بين
دو چشم از خويشتن بستن بياموز
بگوشم دوش گفت اين نکته مستي
حديث دوست از دشمن بياموز
مکن احمد بجز شغل حضوري
به ياران عزيز اين بياموز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *