+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی


اگرچه ما در هیچ زمینه یی، به گونۀ بایسته مسوولیت پذیر نبوده ایم، ولی این بی مسوولیتی در زمینه های عرفان، فلسفه و هر آنچه که با اندیشه های انسانی ما پیوند دارد، سخت چشمگیر است. بگذارید خاطر نشان سازم که منظورم در این نوشته، آن نیست تا سنگ اندیشمند بودن را به سینه بکوبم. آنچه مرا به این امر وادار کرده است، نارسایی های آنانی است که هنوز پهنه های اندیشه ها شان از روشنایی راسیتن ژرفنگری به دور مانده است. به هر رو، اینکه خداوندگار بلخ را از عقل گریزان کرده اند، چیزی نوی نیست. اکنون نوبت... دنباله

 ما و سیاست
 غفران بدخشانی
نمی دانم از خوشبختانه آغاز کنم یا از شوربختانه، از افتخار آغاز کنم یا از خجالت. از همینرو آغازش را می گذارم به خوانندۀ گرامی. در این نوشته می خواهم سیاست و سیاسی بودن مان را به بحث بگیرم. پرسشی که از دیری بدینسو در ذهن من مطرح است این است که، چرا تمام بحث های ما از هر جا و در هر باره یی که آغاز می شوند، انجام شان به سیاست می پیوندد؟ بار نمونه، دیشت با دوست هنرمندم سخن را از بهزاد آغاز کردیم، ولی انجامش ملت سازی بود. با دوست شاعرم، سخن از...

جایگاه جوان در جامعه ی ما چاشت روزی هنوز روزنامه را نخوانده بودم، به غرفه ی روزنامه فروشی رفتم که روزنامه را دریافت کنم. در هنگام برداشتن روزنامه چشمم به مجله ای افتاد که در پوش اش عنوان بسیار جالبی نوشته شده بود. فکر کنم آنچی عنوان آن مجله با من کرد با کسی نکرده باشد، حتا با نویسنده اش. این عنوان سکوتی را در من حکمفرما کرده بود و چنان غرق تفکرم کرده بود که از فراسویم هرگز خبر نداشتم. در برگ نخست این مجله نوشته بود، پیران با تجربه ی بی دانش؛ جوانان با دانش بی تجربه. من جوانم...