+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی


حس وابستگی به دانش دان که هرشهوت چو خَمر است و چو بنگ پردۀ هوش است و عـــــــــاقل زوست دنگ خمــــــــــــــــــر، تنها نیست سرمستیِّ هوش هر چـــــــــه شهوانی است بندد چشم و گوش آن بلیس از خــــــــــــــمر خوردن دور بود مست بود او از تکبّـــــــــــــــــــر وز جحود مست آن باشد که آن بیـــــــــــــــند که نیست زر نماید آنچــــــــــــــــــه مسّ و آهنی است لاوتِسه: "از حس تقدس چشم بدوز و دانستگی را رها کن، این برایت بیشتر از صد بار، بهتر خواهد بود. از مهربانی آمیخته با ریا صرف نظر کن و اخلاق مندی دروغین را بگذار، آنگاه است که نیک منشی درست و مهر را دوباره کشف... دنباله

 فریاد کودک درون
 فریدون وارسته
نیتچه: " تو باید طغیانی در درون داشته باشی تا بتوانی در برون، ستاره ی رقصان بیافرینی." هوش را بگــــــذار وانگه هوش دار گوش را بر بنــــــد وانگه گوش دار همچو آن وقتی که خواب اندر روی تو ز پیش خود بـــه پیش خود شوی بشنوی از خویش و پنـــــداری فلان با تو اندر خواب گفتست آن نهـــــان تو یکی تو نیستی ای خوش رفیــــق بلکه گردونی ودریـــــــــــای عمیق آن توِ زفتت که آن نهصـــــد توست قلزمست وغرقه گاه صــــــد توست کودکی است در درون من و تو و در درون همۀ ما، که همان کودک کنکجکاو و خود سر است که گاهی طغیانگر و عصیانگر است و گاهی آرام....

حس وابستگی به جاه و مَقام و شهرت و نام نردبان خلق این ما و منی است عاقبت زین نردبان افتادنی است هر که بالا تر رود ابله تر است کاستخوان او بتر خواهد شکست دوگِن: "هرکه ذهنی را که دنبال نام و شهرت است، مهار نکند، او همۀ عُمر خود را بی آرامش درونی سپری خواهد کرد." دوستی و حُبّ نام و شهرت و رسیدن به پایه ها و مراتب بلند و رفیع دانش، هنر و برای برخی از ما تقدس دینی، در درون بیشتر ما انسان ها هست و همیشه آرزوی آن را در سر می پرورانیم. ما دوست داریم بیشتر و بهتر پیشرفت کنیم...

حسّ دلبستگی گِل مخور، گِل را مخر گِل را مجو زآنکه گِلخوار است دایم زرد رو دل بخور تا دائماً باشی جوان از تجلّی چهره ات چون ارغوان بودا:" دلبستگی به هر چه باشد، مایۀ اندوه و رنج است." حسّ وابستگی به بسا چیزها از بدو پیدایش مان، با ما همراه شده و با گذشت زمان رُشد کرده و فربه می شود. حسّ وابستگی در بسا موارد اختیار را از انسان گرفته و انسان را بی محابا به سویی که بخواهد می کشد. اینجاست که آزادی معنوی انسان سلب شده در گرداب عادت سرگردان می گردد و رهایی از فرایند خو و عادت که همان شرطی...

رهایی از پدیده های لذت بخش که باعث فربه شدن نفس می گردند آفت این در هوا و شهوتست ورنه اینجا شربت اندر شربتست ترک شهوتها و لذتها سخاست هر که در شهوت فرو شد برنخاست این سخا شاخیست از سرو بهشت وای او کز کف چنین شاخی بهشت عروة الوثقاست این ترک هوا برکشد این شاخ جان را بر سما تا برد شاخ سخا ای خوب کیش مر ترا بالاکشان تا اصل خویش یوسف حسنی و این عالم چو چاه وین رسن صبرست بر امر اله یوسفا آمد رسن در زن دو دست از رسن غافل مشو بیگه شدست مولاعلی: "برای فریب خوردن انسان همین بس که اعتماد کند به هر چه نفس او...


 » بیشتر...
 گفتار چهارم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و
 فریدون وارسته
 گفتار سوم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینه ذهن عارفان و ف
 فریدون وارسته
 گفتار دوم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و ف
 فریدون وارسته
 گفتار نخست: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان
 فریدون وارسته