+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 اجتماعی


از سکوت تا سخن اگر معنی ِ خامشی گل کند لب غنچه تعلیم بلبل کند (بیدل) سکوت، روزۀ زبان است و قفل بیان. « سکوت زبان فرشتگان و سخن بی حروف است». سکوت، زبان بی زبانی و منزلگۀ سفر روحانی در جهان درون است. سکوت، شهادتگۀ قیل و قال و قحطگاه سوال در معبد خیال است. خاموش اگر توانی بی حرف گو معانی تا بر بساط گفتن حاکم ضمیر باشد (مولانا) سکوت عبادت است. سکوت، شهادت است. سکوت، زندگی ِ و زبان اشارت است. سکوت، کوره گاه پخت خشت های خام حروف است برای بکار گیری درعمارت بیان. خاموش که خاموشی بهتر ز عسل نوشی درسوز عبارت را ، بگذار... دنباله

 سخنوری...
 سعادت پنجشیری
بلبل عرشند سخن پروران باز چه مانند به آن دیگران پردۀ رازی که سخن پروریست سایۀ از پردۀ پیغمبریست۱ هنر سخنوری یا فن سخنرانی سفینۀ القاء سخن است. سخنی که پیام واندیشۀ را در محمولۀ باطنی و بار عاطفی خود حمل میکند. واین عملیه برقرار کنندۀ یک ارتباط معنوی و منوی دوسویه بین سخنران و شنوندۀ آن است. سخنوری، هنر اشاعۀ کلام است در زیبائی آن. و سخنور هنرمندیست که خودرا درسیما ودل ودیدۀ شنوندۀ زیبا پسند میکارد. حس انگیزی و رابطه سازی میکند. و مستمع را در هالۀ از مطالب بکر، نغز ، زیبا ، با طراوت وتازه ذوقمندانه درموقعیت اختیار به پذیرش...

روزگاری حکیم نظامی گنجه یی در سوگ شاعر هم روزگار خویش، خاقانی شیروانی گفته بود: همی گفتم که خاقانی دریغا گوی من باشد دریغا من شدم آخر، دریغا گوی خاقانی حس می کنم که این روز ها همه جامعۀ فرهنگی و روشنفکری افغانستان دریغا گوی قسیم اخگر است. مردی که تا زیست در هوای داد و دادگستری زیست و تا گفت، سخن از روشنایی گفت در برابر تاریکی و تا خاموش شد در هوای پیروزی روشنایی بود بر تاریکی. گویی آخرین جملۀ کتاب پاره پارۀ زنده گی ما نقطه ندارد. گویی آخرین جملۀ کتاب زنده گی ما به جای نقطه با واژۀ « ای...

معنا، امری است زبانی؛ انسان، بیرون از زبان، موقعیت وُ چشم­اندازی ندارد؛ آنچه را که انسان به عنوان معنا ارایه می­ کند، از موقعیت وَ چشم­اندازِ درون­ زبان، ارایه می­ شود؛ جهانِ ممکنِ معنامند، در مناسباتِ درونِ زبانی، ماهیت می­ یابد؛ وَ ما، در همین جهانی، قرار داریم که از مناسباتِ درون ­زبانی، شکل گرفته است؛ پس موقعیتِ ممکن ما، موقعیتی­ ست از درونِ زبان؛ حتا خودِ ما، جزِ مناسباتِ درون­ زبانی، استیم. بنابر این، برای درک معنا، نیازمند به توضیح زبان استیم؛ زیرا زبان از خاستگاه­ های مهم معنا است؛ به ویژه، خاستگاه معنای متن، نمی­ تواند بیرون از زبان، اتفاق...

 دختران مخفی
 پرتو نادری
سخنان نخستین پس از آن که به تعبیر زنده یاد شایق جمال، آن « لعل بدخشان هنر» سیده مخفی چهره در پردۀ خاک کشید، دیگر تا یک دهه پیش بانوان سخنور بدخشان یارای آن را نیافتند تا شعر خود را درسطح کشور مطرح کنند، به زبان دیگر بدخشان در نیم سدۀ گذشته شاعر بانوی شناخته شده در سطح کشور نداشته است. البته این امر تنها ویژۀ بدخشان نیست؛ بلکه به سبب رشته دشواری های اجتماعی و سنت های دست و پاگیر بانوان در اکثر ولایت های کشور کمتر توانستند تا شعر و سخن خود را با جریان بزرگ ادبی کشور...


 » بیشتر...
 یک وجب خاک سهم ما نیست
 پرتو نادری
 یادداشتی در پیوند به طنز و طنزنویسی
 پرتو نادری
 لطیف ناظمی، شاعری از تبار درختان
 پرتو نادری
 نخستین نغمه های عاشقانه ی شرق
 یعقوب یسنا
 دیالکتیکِ اسطوره ای در شعر «نشانی» اثر سهراب سپهری
 یعقوب یسنا
 پایان دوران درخشان ترجمه
 پرتو نادری
  نگاهی بر ادبیات مقاومت
 ياسين نگاه
 از شعر بومی گرا تاشعر بومی
 مجيب مهرداد
 صبح صادق ندمد تا«شب یلدا» نرود
 پرتو نادری
 «سیمرغ» و یاد داشتی برآن
 پرتو نادری
 علی عبدالرضایی در شعر امروز افغانستان
 مجيب مهرداد
 رابعه اثیر و چشم انداز زنانه در شعر
 ياسين نگاه
 به راستی، ریالیسم جادویی چیست؟
 بروس هولند راجرز
 چگونه میتوان نقد را در افغانستان با هنجار ساخت!
 شایان فریور
 شب برفی
 نازی کریم
 مراسم بزرگداشت استاد واصف باختری در سویدن
 پنجره
 جلد دوم امپراتور
 عاصف حسینی
 دانه ی ناراضی
 کاوه کرامی