+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 گفتار هفتم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و
 عقل گرایی یا مدرنیته
 جنبش سرتاسری تاجکان
 هر واژه یک شهروند است
 «سیمرغ» و یاد داشتی برآن
 گم شدگان تاریخ فلسفه
 اشراف به دموکراسی
 شب برفی
 گفتار پنجم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و
 گپی با یک ترانه سُرایِ تروریست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰
فریدون وارسته

زیبایی

خانه ای را کش دریچه ست آن طرف
دارد از سیران آن یوسف شرف
هین دریچه سوی یوسف باز کن
وز شکافش فرجه ای آغاز کن
عشق ورزی آن دریچه کردنست
کز جمال دوست سینه روشنست
پس هماره روی معشوقه نگر
این به دست تست بشنو ای پدر
راه کن در اندرونها خویش را
دور کن ادراک غیراندیش را
کیمیا داری دوای پوست کن
دشمنان را زین صناعت دوست کن
چون شدی زیبا بدان زیبا رسی
که رهاند روح را از بی کسی

رابطه میان زیبایی، عشق و آگاهی پیوندی ست تنگاتنگ و جدا ناپذیر.هر جا عشق جلوه گر گردد، با آگاهی همراه خواهد بود و آگاهی و بینش خود مظهر زیبایی است. بنا بر این عشق و بینش زیبایی زاست و و این زایش امریست بدیهی واجتناب ناپذیر.
زیبایی امری ست فطری و این حس در درون هر موجودی بصورت بالقوه نَفَس می کشد و آرزوی متجلّی شدن در جهان برون را در سر می پروراند. از این جاست که هرگاه این زیبایی درعالم برون جلوه گر گردد، ما شاهد عشق، مهر، آشتی و صلح ، دوستی و آگاهی در زندگی خود خواهیم بود و بدون شک این تجلیات زیبایی، متضمن بهزیستی، بختیاری و خوشبختی مان خواهند شد.
بینش عارفانه یا فرزانگی عاشقانه مهمترین وسیله و ابزار انگیزش زیبایی های درون ماست. زیبایی های درونی که همان صفات و ویژگیهای ایزدی در هر موجودی اند، با متجلی شدن، زندگی را رنگ عشق و زیبایی می بخشند.
متجلّی ساختن این ویژگیها یا به عباره دیگر بکار بردن این صفات در زندگی روزمره نه تنها در امر رُشد معنوی خود مان مفید خواهد بود، بلکه پیوند و ارتباط مان را با دیگران، محیط زیست مان و حتی کائنات بهتر و ثمربخش تر خواهد کرد که این خود برای فرایند خوشبختی و بهزیستی مان مهم است.
یکی از نمونه های بارز، بکار بردن صفت گذشت و بخشاییدن می باشد که یکی از شاخه های عشق است، که نه تنها باعث آرامش درونی خود مان خواهد بود، بلکه متضمن یک ارتباط بهتر و انسانی تر با دیگران نیز خواهد شد، زیرا انسان آگاه خود را از دیگران جدا ندانسته بلکه خود را با همگان و همه کائنات یکی می داند.
انسان آگاه و صاحب بینش هیچگاه وسائل فردی، سیاسی، اجتماعی، نژادی و مذهبی را که می تواند مُوجِب تفرقه و جدایی گردد، در درون خود نمی پروراند تا مبادا سد، بند و حجابِ روند تجلّی زیبایی گردد.

زیبایی یکی از مهمترین ارکان پیام عرفانی مولانا در مثنوی ست و این بُعد ازسخن مولانا نه تنها در دل پارسی زبانان تابیده بلکه در درون آنان که به زبان های دیگر حرف میزنند و صرفاً به برگردان های مثنوی دست یافته اند رخنه کرده و باعث دگردیسی و تحول مثبت در شخصیت شان شده. از اینجاست که به این نتیجه می رسیم که اعجاز و زیبایی سخن پُر مغز می تواند مرزهای فرهنگی و زبانی را طی کرده آنها را زیبا سازد.
جدا از زیبایی کلامی که همان اعجاز سخن است، زیبایی معنا بسان عروس سِحر آمیزی در پس پرده های واژه ها، تمثیل ها و داستان های مثنوی پنهان است که ما با شرایط خاصش و نظر به توانایی های مان می توانیم از این زیبا عروس پرده برداشته و از زیبایی و جمالش لذت و بهره ها برده روان خود را شاد ساخته، صیقل دهیم.
بنا بر این یکی از مهمترین دست آوردهای عرفانی مولانا در مثنوی همان فرایند زیبا سازی انسان است که بستگی به دریافت خود انسان ازین والا سخن آسمانی دارد.


انسان مظهر زیبایی کل است و انسان کامل انسانی است زیبا

آن زیبایی کُل با تمام شدتش در انسان و ذره ذره کائنات متجلّی گردیده که می شود انسان و طبیعت را آیینه جمال نمای حقیقت و عشق نامید.
در آینه جهان بینی عارفان و فرزانگان به ویژه مولانا، انسان مظهر تجلّی جلالی و جمالی الهی ست؛ و یا به عباره دیگر انسان آینه تمام نمای زیبایی اهورایی ست که با صفت خلیفه یا جانشین یا نائب خدا در جهان جلوه گر گشته حکومت می کند. انسان موجود بزرگی ست وحامل آن زیبایی ازلی، از اینجاست که بسا حکیمان این انسان را در مقابل عالم اکبر یا جهان بزرگتر، عالم اصغر نامیده اند. انسان منحیث زیباترین موجود هستی سبب وجود هستی شده و اِلّا بدون وجود انسان این هستی ناتمام و نا تکمیل و ناقص می ماند:
پس به صورت عالم اصغر تویی
پس به معنی، عالم اکبر تویی
آدم، اُسطُرلاب اوصاف علوست
وصف آدم ، مظهر آیات اوست
پس خلیفه ساخت صاحب سینه یی
تا بود شا هیش را آیینه یی
جوهراست انسان وچرخ، اوراعرض
جمله فرع و پایه اند و او غرض

بزرگترین رسالت انسان در این جهان این است که به آن زیبایی رسیده و آن زیبایی را به دیگران انتقال دهد، تا باشد دیگران نیز از پرتو آن زیبایی زیبا شوند. این زیبایی که قابل انتقال است در بسا پدیده های هستی می تواند باشد، از هنر تا شعرو آگاهی و دانش و صنعت و دیگر چیز ها که جهان بدان نیاز دارد.
یکی از بارزترین ویژگی چنین انسانی، هماهنگ سازی زیبایی های درونش با زیبایی های جهان برونی است که پیامدش در هماهنگی و هم خوانی زیستن با همه پدیده ها خواهد بود و چنین هماهنگی یعنی عشق ورزیدن بدون قید و شرط. این ویژگی انسان را می توان به کیمیاگری تشبیه کرد که مس وجود انسان ها را به زر تبدیل می کند که
در نتیجه انتقال آگاهی و زیبایی؛ یعنی کیمیا گری:
تیغ در زراد خانه اولیاست
دیدن ایشان ، شما را کیمیاست
عا رفانش کیمیا گر گشته اند
تا که شد کانها بر ایشان نژند


تجلّی زیبایی

جهان را می شود تجلّیگاه زیبایی نامید و هر پدیدۀ هستی نظر به توانایی خود، نما و مظهرآن زیبایی کُل است و آن زیبایی در همه چیز و در همگان بقدر ضرورت متجلی گردیده:
خلق را چون آب دان صاف و زلال
اندر آن تابان صفات ذوالجلا ل
علمشان و عدلشان و لطفشان
چون ستارهٔ چرخ در آب روان
پادشاهان مظهر شاهی حق
فاضلان مرآت آگاهی حق
خوبرویان آیینه خوبی او
عشق ایشان عکس مطلوبی او

چون جهان آیینه آن زیبایی کُل است، در همه ذرات و همه پدیده ها می توان آن زیبایی را دید که جاری و ساری است و از آن لذت برد. ازاین جاست که طبیعت بطور مثال که جزء مهم کائنات است، یکی از مهمترین و زیبا ترین سرچشمه های الهام و آرامش برای انسان بوده و برای بسا هنرمندان، شاعران، نویسندگان،اهل موسیقی، فیلسوفان، عارفان و فرزانگان منبع الهام و موجِد خلق زیبایی ها بوده و است.
از دیدگاه عارفان و فرزانگان همه پدیده های هستی زنده اند و روح عشق در همه ذرات جاری ست و اگر انسان به مرتبه انسان برتر یا الهی برسد، نوای عشق را از همه ذرات هستی خواهد شنید و آن زیبایی را مطلقا خواهد دید، چنانچه بودای فرزانه گفته:
" .اگر بتوانیم اعجاز گلی را به روشنی ببینیم، همه ی زندگی مان دگرگون خواهد شد "
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم
چون شما سوی جمادی می روید
محرم جان جمادان چون شوید
از جمادی عالم جانها روید
غلغل اجزای عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت
وسوسهٔ تاویلها نربایدت
چون ندارد جان تو قندیلها
بهر بینش کرده ای تاویلها


جهان را از چشم زیبایی نگریستن

بدون شک ذهن مان با پدیده ها و عوامل برونی و درونی به گونه یی شرطی شده که ما همیشه و بی اختیار به نکات و پدیده های منفی و آزار دهندۀ هستی متمرکز می شویم که این خود در ساختار نگرش و جهان بینی مان در باره همه چیز نقش مهمی را ایفا می کند. این شکل پذیری که بیشتر با وسائلی که در گذشته رُخ داده اند باعث داوری مان در مورد هر چیز نیز خواهد بود که در بیشتر موارد غیر منصفانه و یک جهتی است.
پیش چشمت داشتی شیشه کبود
ز آن کبودت جمله عالم می نمود
آبگینه ی زرد چون سازی نقاب
زرد بینی جمله نور آفتاب
بشکن آن شیشه کبود و زرد را
تا شناسی گرد را و مرد را

ولی جهان بینی عرفانی یا فرزانگی به ما برنامه دیگری را پیشنهاد می کند که آن نگریستن خود مان، دیگران، هستی و رُخداد های زندگی از یک زاویه دیگر یا با چشم زیبایی دیدن است.
با چشم زیبایی نگریستن یعنی بدون داوری و پیش قضاوتی دیدن و نیز متمرکز شدن روی پدیده ها و جنبه های زیبا و مثبت خود، دیگران و زندگی که این خود بخش مهمی از هنر زیبا زیستن و در آگاهی بودن است.
انسان آگاه یا زیبا نگر همان انسان خوش بین است که بدون گول خوردن توسط ذهن منفی زا و بهانه هایش، از زیبایی ها لذت برده، کمتر مورد آماج منفی گرایی و نادیده گرفتن زیبایی ها می گردد. بافت، شکل و پیوند هستی طوری ست که همه چیزدر پیرامون مان، حتّا جنبه ها و پدیده های منفی هستی نیزنسبی اند و در پس هر پدیده فلسفه و حکمتی نهفته است که صرفاً آن را با بی داوری و عدم محکوم کردن، یا رد و قبول می شود درک کرد. بنا بر این با مثبت اندیشی شاید بتوان جنبه های منفی بسا از پدیده ها و رویداد ها را به گونه ی دیگری دید:
من كه صلحم دائما با این پدر
این جهان چو جنّت استم در نظر
بانگ آبش می رسد در گوش من
مست می گردد ضمیر و هوش من
شاخه ها بینم مثال ماهیان
برگها كف زن مثال مطربان
از هزاران من نمی گویم یكی
زانكه آكنده است هر گوش از شكی

باشد که با بهره گیری از سخن فرزانگانی چون مولانا خود و جهان خود را زیبا تر ببینیم.
باشد که از دیدن برگ شناوری در باد، اشک دوان روی گونۀ کودکی، جهش کرمی در گِل و لای و سبزی انبوه درختان بیشتر لذت برده، زیبایی را به گونۀ جدید تجربه کنیم.

فریدون وارسته
مهر ماه ۱۳۹۱
October ۲۰۱۲

ادامه دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *