+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 زبان/ گویش/ لهجه (ازره گی (هزاره گی) زبان نه، گویش است)
 کشف تازه ی رییس جمهور
 یک سبد گل سپاس برای پاسداران آزادی بیان!
 ما و سیاست
 تفاوت در تصور
  نگاهی بر ادبیات مقاومت
 قسیم اخگر مسافر سرزمین توفان ها
 طنز و تنهایی
 به راستی، ریالیسم جادویی چیست؟
 یک وجب خاک سهم ما نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰
پرتو نادری

سخنان نخستین
پس از آن که به تعبیر زنده یاد شایق جمال، آن « لعل بدخشان هنر» سیده مخفی چهره در پردۀ خاک کشید، دیگر تا یک دهه پیش بانوان سخنور بدخشان یارای آن را نیافتند تا شعر خود را درسطح کشور مطرح کنند، به زبان دیگر بدخشان در نیم سدۀ گذشته شاعر بانوی شناخته شده در سطح کشور نداشته است. البته این امر تنها ویژۀ بدخشان نیست؛ بلکه به سبب رشته دشواری های اجتماعی و سنت های دست و پاگیر بانوان در اکثر ولایت های کشور کمتر توانستند تا شعر و سخن خود را با جریان بزرگ ادبی کشور پیوند زنند. از همان روزگارانی که به دوستور برادر رابعۀ بلخی آن بانوی پرچم افراز شعر و سخن را در گرمابه رگ بریدند، و او با خون خویش آخرین شعرش را بر دیوار گرمابه نوشت، دیگر تا هم اکنون ما نمی دانیم که چه استعداد های بزرگ زنان در چهار دیوار خانه ها خاک و خاکستر شده است. اگر هم گاهی تا خواستند چنان پرنده گانی پرواز کنند؛ سرهای شان به میله های آهنین قفسی خورده است به نام ناموس و ننگ. در سرزمین ما و شاید هم در همه خاور زمین خاموشی برای زنان یک فضیلت بوده است. زنی خوب آن است که زبان به اعتراض نمی گشاید و به گفتۀ مردم باید چنان سنگ صبوری باشد. این در حالی است که امروزه شماری را باور بر این است که باید هنر شعر و سخنوری به وسیلۀ زنان هستی یافته باشد و به زبان دیگر باید نخستین شاعران و سرود پردازان روی زمین زنان بوده باشند.
انسان ابتدایی در همان سپیده دم اندیشه و زبان در نخستین گام به نامگذاری اشیا پیرامون پرداخت، که این نام گذاری نوع ظهور ذهنیی اشیا در ذهن است و شعر نیز به گونه یی با ظهور اشیا در ذهن سر و کار دارد. از این جا می توان گفت انسان ابتدایی نه تنها با نام گذاری اشیا و پدیده های طبیعی، گونه یی طبیعت ذهنی برای خود ایجاد کرد و دامنۀ شناخت خود از طبیعت را گسترش داد؛ بلکه شاید بتوان گفت که نخستین سروده های بشر شعرهایی اند در وصف طبیعت و شاید هم نخستین شاعران روی زمین زنان بوده اند.
کودک زیباترین تجسم طبیعت و عاطفۀ انسانی است. در تمام فرهنگ ها از همان دوران غار نشینی تا امروز مادران سرود پردازان کودکان خود اند. ما نخستین سرود ها را در گاهواره از زبان مادران خود شنیده ایم و از این جا می توان گفت که زنان نخستین آموزگاران زبان و ادبیات نیز هستند. همین سرود ها بودند که دروازه های خیالات بلند کودکانه را در ذهن ما گشودند، هرچند ما دیگر صدای گشودن این دروازه ها را فراموش کرده ایم. اگر می خواهیم زبان را توسعه دهیم به پندار من باید بیشتر از همه زمینۀ آموزش زبان را برای زنان فراهم سازیم! امروزه پژوهش های جریان دارد تا مشخص سازد که سرود های مادران در تکوین شخصیت کودکان و در کل بر وِیژه گی های روانی و فرهنگی یک قوم چه تاثیر داشته است.
با این حال وقتی به سمفونی شعر فارسی دری گوش فرا می دهیم، با دریغ موج صدای زنان را در این رنگین کمان آواز کمتر می شنویم. شاید در درازی تاریخ مردسالار خاور زمین، همان گونه که مردان بسیاری از حقوق و امتیازهای زنان را قبضه کرده اند، هنر ظریف شعر را نیز از چنگ آنان در ربوده اند.
اخیرا بسته شعر های به دستم رسید از شمار شاعر بانوان بدخشان، که در این روزگار پر غوغا صدای شان کمتر به گوش ها رسیده است. شاید به دلیل آن که صدای زنان در دهلیز های تاریک تاریخ همیشه پژواک نیرومندی نداشته است، اگر گاهی هم که دلتنگی های شان را فریاد زده اند، فریادشان کمتر به گوش های پنبه زدۀ روزگار رسیده است. وقتی این شعر ها را خواندم بر آن شدم تا چیز های در پیوند به شعر آنان بنویسم ، هرچند فشرده و شتابزده!
اما زمانی که شعر بانوان در بدخشان مطرح می شود یکی از شاخص ترین چهره یی که نامش در ذهن ها بیدار و بر زبان ها جاری می شود، شهبانوی شعر بدخشان مخفی بدخشی است. البته به هیج روی نمی توان مخفی را نخستین زن سرود پرداز یا شاعر بدخشان خواند. به زبان دیگر به هیچ صورت شعر زن در بدخشان با مخفی آغاز نیافته است؛ که چه می دانیم که چه شمار شاعر بانوانی در بدخشان ، پیش از این که صدای شان به پژواکی برسد در گلوگاه خاموش شده است.اما این نکته روشن است که مخفی نخستین بانوی سخن پرداز صاحب دیوان بدخشان است. چنین است که وقتی سخن از شاعربانوان بدخشان به میان می آید، نمی توان از کنار نام بزرگ او با خاموشی گذشت. این نکته را نیز فراموش نکینم که مخفی بدخشی یکی از بانوان نام آور درگسترۀ زبان و ادبیات فارسی دری در کشور است. صدای او نه امروز؛ بلکه در همان سال های زنده گی اش در دور دست ترین شهر های کشور نیز شنیده شده بود. مخفی در حالی پرچم پاکیزۀ سخن را بر افراشته بود که در آن روزگار حتا شنیدن صدای زن را نیز تحریم می کردند.
من باری دربارۀ او گفته بودم مخفی، شاهدختی بود در تبعید. به تعبیری ستاره یی بود که در افق تبعید تابید. عمر درازی کرد؛ اما در اندوه و تنهایی. پدرش محمود شاه عاجز که در زمان امیر شیر علی خان امیر بدخشان بود به حکم امیر عبدالرحمان خان به جرم هواداری از شیر علی خان همراه با خانواده به تاشقرغان تبعید شد، مخفی در همین جا به دنیا آمد. در یک و نیم ساله گی پدر را از دست داد. پس از آن به قندهار تبعید شدند. گویی خانوادۀ مخفی چنان پاره سنگی در فلاخن روزگار نا میمون افتاده بود و پیوسته با دستان سیاه حوادث به هر کناری پرتاب می شد. دست کم آن ها بیست سال را در قندهار به سر بردند. او در تبعید گاه خویش در کندهار به آموزش علوم ادبی پرداخت و شعر سرودن گرفت. گفته اند که او هنوز پانزده سال داشت که به شعر و شاعری روی آورد و نخستین تجربه های خویش را روی کاغذ پیاده کرد.
در زمان امیر حبیب الله به کابل فراخوانده شدند و در منطقۀ علی آباد کابل می زیستند. با فرمان عفو عمومی امان الله خان تبعدیان در هر کجایی که بودند، حق آن را یافتند تا به جایگاه پدری و خانواده گی خویش بر گردند. چنین بود که به سال ۱۳۰۰ خورشیدی برابر با۱۹۲۱ میلادی مخفی همراه با میر غلام سرور خان محمودی به سواری اسب از راه های دشوار گذار پنجشیر و اندراب رهسپار بدخشان گریدند. در این زمان کما بیش چهل سال از زنده گی مخفی می گذشت. من در پیوند به شعر و شاعر مخفی نوشته یی جدا گانه یی دارم که دوستان می توانند، جهت اطلاعات بیشتری به آن رو کنند:

http://www.partawnaderi.com/Darhufqtabeed/8.html

امروزه در محیط ادبی و فرهنگی بدخشان از مخفی بدخشی با احترام فراوان یادمی شود و شعر های او خواننده گان زیادی دارد. از این نقطه نظر می توان گفت که او بر شاعران پس از خود در بدخشان حق بزرگی دارد. موجودیت ادبی او شاید دختران سخن پرداز بدخشان را نیرو بخشیده است تا پردۀ سکوت را بدرند و پای در خیابان دراز شعر بگذارند. از این نقطه نظر مخفی را می توان مادر معنوی همه شاعربانوان بدخشان خواند.
ان چه گفته آمد، در آمدی بود به بررسی پاره یی از شعر های چند تن ازشاعر بانوان جوان بدخشان که حس می کنم که با نیروی قابل توجه گام در خیابان دراز و دشوار گذار شعر گذاشته و باور دارم که این گام ها به راه های دراز پیروزی خواهد رسید. این نکته را نیز باید روشن ساخت که می توان این شمار شاعر بانوان بدخشان را زیر نام شاعران پسا طالبانی دسته بندی کرد، برای آن که شخصیتی شاعرانۀ آن ها در یک دهۀ اخیر شکل گرفته است. این امر مهم ترین و جه اشتراک آن ها را می سازد. البته در چگونه گی آفرینش های شعری این شاعران نکات مشترک دیگری نیز وجود دارد که بعداً به آن نکات اشاره خواهد شد.


تا کنون ۱ دیدگاه بر این متن نوشته شده است   پنهان نمودن

عزیزه خوشنصیب:

با تشکر فراوان از نوشته تان ، خواندم . امیدوارم با دختران مخفی و شعر های شان به زودی آشنا شوم.
موفق باشید




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *