+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 رؤیایی دارم من
 طالبان نکتایی دار از طالبان مسلح خطرناکترند!
 علی عبدالرضایی در شعر امروز افغانستان
 پارس و هشتاد سال مصادرۀ فرهنگی
 یادداشتی در پیوند به طنز و طنزنویسی
 جلد دوم امپراتور
  آزادی اندیشه و گفتار و زنگیِ مستِ شمشیر به دست
 طنز و تنهایی
 گم شدگان تاریخ فلسفه
 اشراف به دموکراسی

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲
میرزا ملامت

به مناسبت روز جهانی صلح که همین دو سه روز قبل غوغایی به پا کرد و خیل کبوترهای سفید به هوا. و با توجه با اینکه هرگونه اقدامی از جانب ما غیرلازم، کاملاً غیرقانونی و خلاف موازین صلح جویانه طلقی میگردد، پس از مشاوره فراوان با کتاب، دفتر و مابقی لوازم آشپزخانه به این نتیجه رسیدیم تا گزارشی کوتاه نما از این مراسم روحانی تهیه نموده در دسترس ملت همیشه در سنگر قرار دهیم تا بدانند و آگاه باشند که در سنگر هم میتوان از صلح گفت. چه بسا آنانکه در قفس پرواز نمودند، در خانه سیر جهان و روی خویش با سیلی سرخ کرده با اعمال خیر سپید. خوشا آنانکه دست بقلم برده گزارش نوشتند و خود کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش گشته صابون رختشویی بگرفته کف زدند.

به منظور تهیه گزارش مورد نظر گردشی به دور شهر زدیم و با چشمان گنهگار خویش صحنه های شیرینی دیدیم که دهان روزه دارمان بارها باز ماند و بر اثر گرد و خاک تصفیه شده و معدنی وطن گلویمان به خارش افتاد و همین خارش گلو بهانه یی شد تا از خیر و شر گزارش گذشته به فکر بیافتیم که اگر در چنین روز شیرینتر از زهرماری، که ما ملت همیشه در سنگر سنگش را بر سینه میزنیم و کبوترهای بیزبان را با مهربانی به هوا پرتاب میکنیم و پرتاب هر کبوتر سپید به هوا یاد بمبهای پرتاب شده را در دل آسمان خاکستری مان زنده میکند، به جای اینکه یک روز تمام از صلح بگوییم و به صلح بیاندیشیم چندساعت همین یک روز را تقسیم تمامی روزهای یک سال نموده حداقل روزی یک ثانیه به صلح فکر کنیم چه ها که نمیشود. چه صلحی که صلح پایدار، چه خیال بی بنیادی. زهی خیال باطل که نه چنین بوده ایم و نخواهیم شد که اگر شعار دادن ورزش بود و آنهم در المپیک مدالی داشت، مدال آورانی داشتیم مدال آورتر از نیک پا.

طی سفر گزارشی خود مصاحبه ای داشتیم با یکی از شاگردان مکتب که حامل شعار "ما صلح میخواهیم" بود. این جوان با شهامت که در هنر بیرقداری یدبیضا دارد خورد آغای جندی نام داشته و متعلم صنف ششم لیسه جلمرغ خان جنگی می باشد.

گزارشگر: سلام! میشه خودته معرفی کنی و بری ما بگی امروز چی روزی است و خودت اینجه چی میکنی؟

خورد آغا: نام مه خورد آغا استه و تخلصمام جندی است. امروز روز جخانی صولح استه و مه اینجه آمدیم بیرق صولح ره محلم بگیرم که نگریزه.

گزارشگر: خودت میشه بگی که همی صلحی که گفتی چی است؟ مرد است؟ زن است؟ چی است؟

خورد آغا: ولا مام خو نمیفامم که مرد است یا زن مگم میگن بسیار شیرین استه و گلگی خراب خرابش استن. شاید زن باشه اگه نی خو ولا اگه خو کسی ده قصیش میشد. مه خودمام صولح میخایم از خاطریکه میگن صولح که ده افغانستان بیایه مثل کرزی واری نیست که غیری چشمک کنه و ایلان قلم و کوکا کولا و ایطو چیزا ره کنه. صولح افغانستانه آباد میکنه. بری شاگردا کتابای لکس چاپ میکنه که عکسایش رنگه باشن. طالبام خوده به صولح تسلیم میکنن و کلگی خوش می باشن. مه میخایم صولح که آمد از دخترش خاستگاری کنم چون صولح کفترباز استه و کفترای سفیده خوش داره. مام کفتر خوش دارم. یک دانه سیاشیرازی بری صولح ایلا کدم که ببینه مام دوستش دارم.

گزارشگر: به نظر خودت صلح ده افغانستان میایه؟

خوردآغا: هاان چیطو نمیایه؟ کسی میفامید که طالبا میاین؟ ایطو آمدن که کلگی حیران ماندن. امریکارام کسی نخاسته بود خودش خوده ده جان کرزی چسپاند اشپش واری آمد. حالی صولح ره کلگی میخاین که بیایه ازو خاطر باید خودش به زبان خوش بیایه. مه خو میگم اگه صولحام فایده ره ببینه ایطو بیایه که حیران بانی. کلگی ده ای وختا افغانستان میاین که یگان وند وندشان بخوره صولحام میایه که وندش بخوره باز ما خود صولحه دوست داریم و پلان داریم سرش وطنه آباد کنیم. امریکا خو نتانست.

گزارشگر: اگه صلح ده افغانستان بیایه خودت ده آینده چی کاره میخایی شوی؟

خوردآغا: مه خوش دارم کلان که شدم سلاح بگیرم و جهاد کنم. بسیار خوش دارم که اگه صولح خودش به زبان خود نرفت به زور بکشیمش از افغانستان و دلشه مثل دل روسا و امریکاییای کافر بد کنیم.

گزارشگر: خی به نظرت صلح ده افغانستان ماندنی میشه؟

خوردآغا: نی لالیم یک چند سال بپایه ایطو دلشه از زندگی سیا کنیم که دگه ایطرفا دور نخوره. هنوز ماره نشناخته.

گزارشگر: از خودت یک جهان تشکر که حاضر به مصاحبه شدی.

خوردآغا: تشکره بان بیا همی بیرقه بگی مه برم یک رگ بزنم.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *