+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 دوای دلبدی
 شهروندان معترض
 آزادی بیان، رعایتِ مقدّسات، و خطوطِ قرمز در پهنۀ فرهنگ
 هر واژه یک شهروند است
  نگاهی بر ادبیات مقاومت
 انسان در" گلنار و آینه"
 گفتار هشتم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و
 رؤیایی دارم من
 شب برفی
 قسیم اخگر مسافر سرزمین توفان ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰
احمد ارشاد خطیبی

از تاریخ بیاموزیم!
نویسنده: احمد ارشاد خطیبی
سود گرفتن از زمان وپند گرفتن از تاریخ، ملت ها را به مجد وعظمت میرساند، زیرا زمان و تاریخ ثروت های با ارزش برای ملت ها به حساب میآید.
اما دریغ و درد که در دنیای امروز برخی از ملت ها از ثروت های مشروع و هنگفت معنوی شان استفاده شایانی نمیکنند که یکی از جمله این ثروت ها، تاریخ است.
ملتی که قدر زمان وفرصت ها را بداند و به تاریخ خویش به دیده انتباه بنگرد ؛ میتواند گذشته را بخوبی برسی، حال را بدرستی درک و آینده را تا حد ممکن به گونه علمی پیش بینی کند؛ اما ملتی که به درستی از تاریخ خود نیاموخته و از کنار آن به سادگی بگذرد، سزاوار است که با گذشت زمان؛ حوادث تلخ را بارها به تکرار تجربه کرده و دستخوش نا ملایمت های تاریخی گردد.
جواهر لعل نهرو(1889- 1964م)،دانشمند و سیاستمدار برجسته هندی در خصوص تکرار تاریخ میگوید:" ملتی که تاریخ خودش را درست نفهمیده است، تاریخ برای آن ملت تکرار میشود."(1)
در این سخن حکیمانه نهرو برای ملت های فقیر و اسیر پند خاصی نهفته است که این ملت ها میتوانند با تمسک به آن، دلایل وانگیزه های مهم عقب ماندگی و یا عقب مانده نگهداشته شدنشان رابیابند.
با توجه به این سخن ارزشمند، میتوان گفت آنچه راکه امروز در صحنه خونین افغانستان مشاهده میکنیم، در تاریخ سرزمین ما تازگی ندارد و مردم ما هم از جمله مردمی است که متأسفانه تاریخ خود را بدرستی نفهمیده وان گونه که شایسته است از ان نیاموخته اند.
فقر؛ استبداد، قوم گرایی، بی قانونی، بی سوادی، بی عدالتی، فساد، مافیا سالاری، غوغاسالاری، استعمار و استثمار و هزاران مصیبت دیگر که امروز مردم افغانستان قربانی در جه اول آن است قسمت اعظم تاریخ ما را تشکیل میدهد که نسل های قبلی را هم همانند نسل امروز میهن قربانی کرده است.
نا ملایمت های کنونی در میهن ما ریشه تاریخی دارد و باید اسباب و عوامل آن را در تاریخ خود جستجو نماییم، اینکه این مصیبت های ریشه و بن تاریخی دارد نباید دست آویزی برای زمامداران ونسل حاضر کشور ما باشد تا وظایف شان را در قبال میهن انجام ندهند و خود را در قبال نابسامانی های کنونی کشور در حالت انفعال قرار دهند.
در این شکی نیست که هر نسلی در تاریخ رسالت خاصی دارد و نسل امروزی جامعه ما هم رسالت خاصی در قبال زندگی فردی و اجتماعی دارد.
باید نسل حاضر با توجه به اعمال نسل های گذشته، جدیت بیشتری در راه تأمین ثبات و مدنیت در افغانستان داشته باشند.
اگر به تاریخ این سرزمین به دید علمی بنگرییم به این نتیجه خواهیم رسید که چگونه شگردهای کنونی فردی و جمعی ما در بستر زمان شکل گرفته و رخداد های گذشته سرزمین ما، تا چه میزانی با آنچه که امروز در کشور ما میگذرد در ارتباط است.
به گفته عبدالرحمان عالم متفکر ایرانی:" تاریخ ثبت رخداد های گذشته است و به ما میگوید که این رخداد ها چگونه بوقوع پیوسته اند، بنابر این ، تاریخ داستان انسان، داستان کوششها، موفقیت ها و ناکامی های انسان در عمل است."(2)
کشور ما، از تاریخ و مدنیت کهنی برخورداراست، به میزان عمر تاریخ و مدنیت کشور، باید از آن آموخت، هر قدر که بر تاریخ ما افزوده میشود و از مبدا آن فاصله میگیریم باید به همان میزان از آن آموخت.
به همین سبب است که اندیشمندان علم تاریخ وظایف نسل حاضر را از جهت تاریخی از نسل های گذشته بیشتر میدانند و مهمتر.
از تاریخ بیاموزییم که ناظر براعمال زمامداردان و ملت ها است، تاریخ اعمال زمامداران و ملت ها را به درستی وبیطرفانه ثبت میکند، رابطه تاریخ با قضاوت عادلانه، ناگسستنی است وصرف نظر ازموقف افراد واشخاص، اعمال آنان را مدنظر قرار میدهد.
برای همه انسان ها مطالعه دقیق تایخ باید وظیفه باشد نه حرفه.
هر آنچه که گذشته گان مان- چه خوب و چه هم غیر خوب- انجام داده اند، تاریخ به خوبی به یاد دارد و آنچه که انجام داده اند در حافظه تاریخ ثبت است و آنچه هم که ما امروز انجام میدهیم از سیر تاریخ باز نمی ماند. به گفته هوارد فاست نویسنده و مورخ نامدار امریکایی :"تاریخ مزرعه ای است که هیچ دانه سالمی در ان گم نمیشود."(3)
این تاریخ است که پیوند و رابطه ملت ها را با تمدن بازگو میکند و به ما میگوید که ملت های چگونه از بدویت عبور کرده و به مدنیت دست یافته اند.
خواجه بشیر احمد "انصاری"، نویسنده و دانشمند سرزمین ما چه خوب تجارب تاریخی را با تمدن ارتباط داده است:" ملتی که از تجارب خویش نمی آموزد، در میزان تمدن کودکی بیش نیست."(4)
تاریخ؛ مکتب ساخت انسان است و باید از آن درس صداقت، عدالت ویکرنگی اموخت و این اندیشه را که میتوان اعمال خود و زمامداران خود سر و از خدا بیخبر را از دید تاریخ کتمان کرد، برای همیشه از ذهن مان دور کنیم.
سید ضیا الدین طباطبایی عالم وسیاستمدار ایرانی در خصوص سیر تاریخ چه عالمانه گفته است:" سر تاریخ را با هیچ نوع مغالطه و امیال خصوصی نمیتوان منحرف نمود. آنهایی که میخواهند بر خلاف نوامیس اقدام نمایند و آنهایی که میخواهند خورشید را بالکل بپوشانند، سعی عبث میکنند."(5)
وظیفه ماست که تاریخ را برای درک و بیان واقعیت ها مورد مطالعه قرار بدهیم و از ان برای (ما شدن) مردم سرزمین بلاکشیده مان سود ببریم.
تاریخ را در خدمت قبیله قرار دادن و به واسطه آن مافیا، استبداد وعصبیت را توجیه کردن خیانت آشکار به مردم است.
سزاوار است تا تاریخ را ملاکی برای بررسی گذشته، درک حال و نگاه به فردا قرار دهیم و این سخن میر غلام محمد غبار(1356-1376) مورخ آزاد اندیش کشور را از جان ودل بپذیریم که میگوید:" ما تاریخ گذشته کشور خود را برای این مطالعه مینماییم که اوضاع امروزی خود را صحیحح تر درک نماییم تا مبارزین جوان افغانستان در حرکت به پیش،خط درست وآگاهانه اختیار نمایند؛ زیر این تاریخ است که سیر تکامل یک جامع را در روشنایی نشان میدهد."(6)
تاریخ را به دقت مطالعه کنییم تا ویژه گی های فردی وجمعی مان را بشناسیم، ین تاریخ است که هویت انسان در مسیر آن شکل میگیرد و به تعبیرعلمی داکترعلی شریعتی(1312-1356)"هرکس انسان بودنش را یعنی همه خصایصی که او را به نام انسان مشخص میکند از تاریخش میگیرد"(7)
سرچشمه ها:
1- رهنورد زریاب،... چه ها که نوشتیم، چاپ اول،تهران: ناشر محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی،از مقاله " گذشته ها را چگونه میبینیم؟"،1382 ه.خ، ص103 .
2- عبدالرحمان عالم، بنیادهای علم سیاست، چاپ دهم، تهران: نشر نی، 1382 ه.خ،ص 66.
3- فاست هوارد، اسپارتاکوس، مترجم ابراهیم یونسی، چاپ هفتم، کابل: انتشارات میوند،ص 33.
4- خواجه بشیر احمدانصاری، افغانستان در آتش نفت، چاپ چهارم، کابل: انتشارات میوند، زمستان1382 ه.خ، (از پیشگفتار این کتاب).
5- غلام رضا "واحدی"، افکار جاوید، چاپ دوم ، تهران: نشر کانون معرفت، 1327ه.خ، ص 33.
6- میر غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، جلد اول و دوم، جاپ سوم، کابل: نشر انقلاب به همکاری جمهوری، 1366ه. خ، ص 2.
7- داکتر علی شریعتی، سخنی چند در باره کتاب، چاپ پنجم، تهران: انتشارات چاپخش، 1386ه.خ، ص 23.






دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *