+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 از چه خواهد شد؟، به سوی چه باید کرد؟
 آزادی بیان، رعایتِ مقدّسات، و خطوطِ قرمز در پهنۀ فرهنگ
 درنگی بر رویکرد فرهنگی در فرمان اخیر رییس جمهور کرزی
 دولت، جامعهء مدنی و بیماریهای همگون
 روزگار جناب
 صبح صادق ندمد تا«شب یلدا» نرود
 یادداشتی در پیوند به طنز و طنزنویسی
 علی عبدالرضایی در شعر امروز افغانستان
 دوای دلبدی
 دراصول و اسرار سخنرانی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
ياسين نگاه


پیش از هر بحث تیوریک و تاریخی در باره‏ ی ادبیات مقاومت، نیاز است تا کلمه‏ ی مقاومت به صورت مجرد مورد بررسی و شناسایی معنایی و مفهومی قرار گیرد؛ که انگیزه‏ های پیدایی این کلمه با این بار معنایی ریشه در چه دارد. اساسن در فرهنگ های فارسی دری" مقاومت" را هم سنگ و هم معنا با ایستادگی می دانند و این را نیز می دانیم که ایستادگی چه وقت به فعلیت در می آید. تاریخ ایستادگی بر می گردد به تاریخ ظهور نخستین انسان‏ ها. انسان‏ ها وقتی می بینند که عملی مطابق خواست و دیگاه شان نیست؛ دست به ایستادگی می زدند و در جهت از بین بردن آن چه که مورد نظر شان نیست مبارزه می نمایند. پس با این نگرش تاریخ این مبارزه بر می گردد به تاریخ شروع خلقت بشر. در جریان سیر تاریخ بشر می بینیم که گاهی انسان با فقر می جنگد و گاهی با استبداد، و گاهی فریاد اعتراض آلود بلند می کند در برابر جغرافیایی که انسان، عدالت، آزادی و برابری در آن به دار آویخته می شود. هر از گاهی که انسان این مقاومت و ایستادگی را از دست بدهد در حقیقت هویت و حضور خویش را به عنوان یک انسان در هر جامعه‏ یی که زندگی می نماید، از دست داده است. در واقع انسان زمانی احساس" بودن" و هستندگی می کند که چیزهایی را بپذیرد و چیز هایی را رد نماید. البته این رد و پذیرش زمانی مطلوب و معقول خواهد بود که برخاسته از واقعیت‏ ها و حقیقت‏ های باشد که ریشه در باور های عقلانی و مطلوب دارد؛ در غیر مقاومت که صورت می گیرد ما به نام مقاومت منفی می شناسیم که از اخلاقیات روحی و روانی فرد نشأت می گیرد. که پسایند آن نیز یک پسایند فردی می باشد. پس با این پیش نگاه اگر وارد بحث ادبیات مقاومت شویم نتیجه‏ ی به دست آمده این خواهد بود که تاریخ ادبیات مقاومت نیز بر می گردد به همان تاریخ انسان‏ های نخستین و پله‏ های آغازین خلقت. ناگفته نباید گذاشت که خود کلمه‏ ی ادبیات نیز در درون خویش مقاومت را دارد؛ چون عمده ترین کار هنر و ادبیات شکستن هنجارهای معمول و متعارف جامعه است؛ تا زمینه‏ ی به میان آید برای دید و چشم انداز جدید و متفاوت در برابر طبعیت و دیگر چیزها، و این را نیز می دانیم شکستن هنجارهای کهنه کاری ساده‏ ی نیست، ایستادگی و مقاومت می خواهد و ادبیات راستین از عهده‏ ی این مبارزه مؤفقانه به در می آید و سنت‏ ها، تصویرها و نگره‏ های معمول را به هم می زند و هر روز در پی گشایش پنجره‏ ها و حنجره های نوین و تازه همایش به راه می اندازد؛ چون اگر ادبیات این کار را نکند در حقیقت خود باید مرثیه‏ ی رفتن ‏اش را بسراید و اما زمانی که از ترکیب ادبیات مقاومت استفاده می نمایم منظور تاکید بر رسالت مندی‏ های بیشتر ادبیات است؛ نه چیزی دیگر، در غیر همان گونه که در بالا تذکر دادیم این کلمه( مقاومت) در ذات ادبیات وجود دارد و ادبیات بدون مقاومت اصلن معنا ندارد. شعر فارسی نیز با مقاومت شروع می شود. به گونه‏ ی نمونه به نخستین شعری که گویا اولین شعر در حوزه‏ ی زبان و ادبیات فارسی می باشد نگاه کنید:

مهتری گر به کام شیر در است
شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگی و عز و نعمت و جا
یا چو مردانت مرگ رویا روی
(حنظله بادغیسی، قرن دوم ‏هجری)

دعوت به بزرگی و عظمت، و دعوت به خطر کردن و رفتن و نه هراسیدن. و سر انجام دعوت به مرگ که در آن عزت است و شرف، ایستاده‏ گی و مردانگی. و همین طور شهنامه‏ ی فردوسی که بدون شک یکی از بزرگ ترین آثار حماسی جهان است. خود سراسر مملو از ادبیات مقاومت و رشادت است و از هر بیت شهنامه، این اثر ماندگار زبان و ادبیات فارسی دری شور و آزادی فریاد می زند و همین طور در غرب "ایلیاد"( حماسه باستانی قوم قدیمی یونان) نمایانگر ادبیات مقاومت و ایستادگی در یک دوره ی خاص تاریخی می باشد. اگر این بررسی را پی گیری نمایم در هر گوشه‏ ی جهان، در دوره ‏های متفاوت تاریخی با صدها شاعر و نویسنده‏ ی بر می خوریم که در قبال جامعه‏ ی خویش احساس مسؤولیت نموده و وضع موجود را نقد کرده است. و اما به صورت تیوریک اگر به پیدایش شعر مقاومت به عنوان یک رویکرد ادبی در سطح جهان نگاه کنیم با پس زمینه‏‏ ی تاریخی نه چندان دور رو برو می شویم. در اروپا بر می گردد به نخستین جنگ جهانی، در کشورهایی عربی به ویژه فلسطین که بدون شک یکی از خاستگاه های واقعی شعر و ادبیات مقاومت است به دهه ‏های شصت و هفتاد، در ایران به سال های ۱۳۲۰- ۱۳۳۰خورشیدی و در افغانستان به کودتای۱۳۵۷خورشیدی و همین در کشور های مختلف جهان به دوره‏ های متفاوت تاریخی بر می گردد؛ که به اساس ضرورت‏ ها و نیازمندی‏ ها شکل گرفته است. و اما اگر تنها جنبه‏ ی مقاومت منظور نظر باشد ما در تمام ادوار زندگی بشر شاهد حضور شعر مقاومت هستیم. تجربه‏ های ادبیات مقاومت در هر کشور به گونه ی روحیات همان جامعه می باشد؛ یعنی همه تجربه‏ ها یک سان نیست. چون هر آفرینشگر ادبیات مقاومت با توجه به جامعه‏ ی که زندگی می نماید، دست به آفرینش می زند. به گونه نمونه آلمان چون در جنگ اول و دوم جهانی خود مهاجم بود و هم چنان بیشترینه شکست را خورده است؛ بنا بر این ادبیاتی که در این دوره در آلمان شکل گرفت بیشتر ادبیات ضد جنگ بود؛ تا ادبیات مقاومت. اما فلسطین تجربه‏ ی دیگری دارد و ملت فلسطین شعر مقاومت را جزو فرهنگ و هویت خویش می دانند، دید شان خیلی قدسی است در برابر ادبیات مقاومت و این تکریم و صمیمیت در برابر ادبیات مقاومت در فلسطین در حدی است که اکثر اوقات منتقدین نمی توانند آثار که مربوط به ادبیات مقاومت می شود نقد و بررسی نمایند. بحث دیگری که در زمینه‏ ی ادبیات مقاومت قابل کنکاش و بررسی می باشد، مسأله‏ ی حوزه بندی آن است. ادبیات مقاومت بیشتر در دو صورت پا به عرصه‏ ی حضور و ظهور می گذارد:۱- مقاومت در برابر دشمنان خارجی. ۲- مقاومت در برابر دشمنان داخلی و حاکمان مستبد و زور گو.

۱- مقاومت در برابر دشمنان خارجی: مقاومت در برابر دشمنان خارجی زمانی صورت می پذیرد که تهاجم و تجاوز صورت گیرد. این جا است که ادبیات مقاومت توسط آفرینش گران راستین و متعهد به صدا در می آید و در راه دفاع از میهن، آزادی، هویت، فرهنگ و سایر ارزش‏ ها در برابر بیگانه‏ گان ایستادگی و مقاومت آغاز می گردد و این مبارزه از طریق ادبیات در واقع صدای واحد یک ملت است که توسط آفرینش گران مقاومت بلند می شود، که ریشه در باورهای آزادی خواهانه‏ ی تمام مردم همان جامعه دارد. شهنامه‏ ی فردوسی یکی از نمونه‏ های بارز و برجسته‏ ی این فریاد هاست که علیه غیر ایرانیان سروده شده است و مبارزه‏ ی است در برابر استبداد و تهاجم.

۲- مقاومت در برابر دشمنان داخلی و حاکمان مستبد و زور گو: وقتی بیگانه‏ گان تجاوز می کنند، قضیه ساده و روشن است؛ چون آفرینشگر ادبیات مقاومت به سادگی حوزه و خط مبارزاتی خود را می دانند و دفاع از ارزش‏ های جامعه‏ ی خویش را نیز نیک آگاه هستند، با در نظر داشت این ملاحظات به سادگی به مقاومت خود ادامه می دهند. ولی وقتی تهاجم از درون جامعه صورت می گیرد؛ وقتی استبداد از لایه‏ های درونی بروز می کند؛ وقتی شمشیر از عقب در تن مردم فرو می رود؛ کار دشوار می شود و مبارزه خطیر و حساس. این جاست که دیگر امر تشخیص پا به میان می گذارد و آفرینشگر ادبیات مقاومت باید با اطلاعات و شناخت‏ های در نهایت دقیق و عمیق مبارزه را پی گیری نماید؛ تا بتواند مردم را به آگاهی‏ های لازم برساند و در جهت بر چیدن گلیم استبداد و زور پیکار نماید. اما دیدگاه دیگر این است که ادبیات مقاومت حد و مرز نمی شناسد؛ یعنی مقاومت در هر صورت مقاومت است. هرگاه تجاوز و استبداد در هر جایی زبانه زدن را شروع کرد، مقاومت همان جا آغاز می شود. مهم نیست که در داخل یک جامعه است و یا خارج از مرزهای آن جامعه. دشمن آزادی، دشمن عدالت، دشمن رفاه و... در هر لباس- خویش و بیگانه- دشمن است.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *