+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 اسلام ستیزی
 دراصول و اسرار سخنرانی
 ماهیت آزادی از دیدگاه روسو و سارتر
 ننگ بر این سکوت باد!
 پایان دوران درخشان ترجمه
 گفتار پنجم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و
 رباعیات روز
 رؤیایی دارم من
 مراسم بزرگداشت استاد واصف باختری در سویدن
 داستان جدایی نادر از سیمین

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
پرتو نادری

در پیوند به دفتر قطر از بس که سخنان ضد و نقیض می شنوی، گاهی می انگاری که گویی رسانه ها به عمد می خواهند که این مسأله را به یک معمای سیاسی بدل سازند. شاید هم بازیگران پشت پرده می خواهند هر روز برای رسانه ها و به اصطلاح برای آگاهان امور، چیستانهای تازه ی سیاسی گویند و خود آسوده خاطر، آن کنند که می خواهند.

گاهی می شنویم که از چند ماه بدینسو این دفتر در قطرگشایش یافته است؛ اما طالبان تا دهان باز می کنند، می گویند: از مرگ خود آگاهی داریم و از چنین دفتری نه! گاهی هم می شنویم که این دفتر در آینده ی نزدیگ گشایش می یابد تا روزنه یی باشد برای گفتگو های صلح با طالبان و بعد قهر و ناز رییس جمهور کزری را می شنویم و سخنان باسی شورای عالی صلح را که هیچگاهی مصرفی نداشته است.

چند مسأله از هم اکنون روشن است. نخست این که پیوند ها و گفتگوهای پشت پرده در میان امریکا و طالبان از چند سال بدینسو جریان داشته است. نکته ی دیگر این که دولت افغانستان هیچگاهی در جریان چنین گفتگوهایی نبوده است. به زبان دیگر امریکا خود هیچگاهی نخواسته است تا دولت افغانستان را در جریان چنین گفتگوهایی قرار دهد. سه دیگر این که امریکا می خواهد در پاره یی ازمسایل جدا از دولت افغانستان با طالبان به توافق برسد که چنین کاری در نهایت سبب می شود تا طالبان به گونه ی یک نیروی سیاسی بار دیگر وارد میدان شوند. این امر جز به مفهوم پیروزی نظامی و سیاسی طالبان چیزی دیگری نمی تواند بود. این نکته همچنان بسیار با اهمیت به نظر می آید که طالبان نیز به گفته ی مردم، دولت افغانستان را هیچگاهی سیال سیاسی خود نداسته و نخواسته اند با دولتی که آن را مشروع نمی دانند وارد گفتگو شوند و یا چنین دولتی را در گفتگوهای خود با امریکا شریک سازند.

چرا چنین دفتری در قطر؟ شاید نخستین پاسخ این باشد که امریکا در وضعیتی که روابط چندان خوبی با پاکستان ندارد می خواهد به دور از تاثیر پاکستان با طالبان به تفاهمی دست یابد تا دوستان قدیم پس از یک رشته گله گذاری ها بار دیگر، یک دیگر را در آغوش گیرند و بگویند که: آب اگر صد پاره گردد باز با هم آشناست. افزون بر این گشایش دفتر قطر همچنان بیانگر این امر است که دیگر امریکا به این باور نیست که پاکستان نسبت به گفتگو های صلح و مبارزه با هراس افگنی نیت و اراده ی نیکی دارد.

گاهی نیز چنین احتمالی داده می شود که در صورت گشایش دفتر سیاسی طالبان در قطر، پاکستان نفوذ خود بر طالبان را از دست خواهد داد و گفتگو های صلح بدون مداخله های ویرانگرانه ی پاکستان ادامه خواهد یافت که چنین امری می تواند به سود افغانستان و امریکا تمام شود؛ اما درجهت دیگر این احتمال را به سود پاکستان نیز مطرح می کنند که این کشور در این صورت از پذیرفتن هرگونه مسئولیتی در گفتگوهای صلح با طالبان به بهانه ی موجودیت دفتر سیاسی آن ها در قطر شانه خالی خواهد کرد و در سنگ اندازی های سیاسی خود در پروسه ی صلح افغانستان دست بازتری خواهد یافت!

این روزها نشانه ها بیانگر آن است که چنین دفتری در قطر گشوده شده است؛ همزمان با آن ملاعمر از ایجاد شورای مشترک طالبان پاکستان و افغانستان سخن می گوید. عمده ترین هدف این شورا پایان دادن به هرگونه عملیات نظامی بر ضد ارتش و نیروهای امنیتی پاکستان و در مقابل شدت چنین عملیاتی در افغانستان است. به زبان دیگر ملاعمر از همه هراس افگنان پاکستانی می خواهد تا با واسکت های پر از مواد انفجاری به افغاستان بیایند و کوچه کوچه ی این سرزمین را زیر نام مبارزه با نیرو های خارجی به جهنمی بدل سازند. در همین حال در روزهای اخیر یکی از فرماندهان القاعده از طالبان پاکستان و افغانستان با اصرار و ابرام خواسته است تا جنگجویان تازه دمی را در اختیار القاعده قراردهند که جهت ادامه ی جنگ ها به افغانستان فرستاده شوند. این همه رویدادها پس از گزارش گشایش دفتر طالبان در قطر رخ می دهد. ایجاد چنین شورایی می تواند این پرسش را به میان آورد که آیا اندیشه ی پایه گزاری این شورا با چنین هدف هایی از مغز و خرد سیاسی ملاعمر بر خاسته است و یا این که دست برتری با ایجاد چنین شورایی در پاکستان برای او دستور داده است تا نقش تازه یی را در این فلمنامه ی نا تمام بازی کند؟ نمی توان تردید کرد که چنین شورایی به دست پاکستان ساخته نشده باشد. دستگاه استخبارات پاکستان بزرگترین مغز متفکر در رویدادهای خونین چند دهه ی پسین نه تنها در افغانستان؛ بلکه در منطقه نیز است و می تواند یک چنین مانورهای سیاسی را به آسانی انجام دهد. تصور می شود که ایجاد شورای مشترک هراس افگنی، خود نوع دهان کجی پاکستان است در برابر امریکا و دفتر قطر. پاکستان از حنجره ی ملاعمر می خواهد یک بار دیگر به امریکا این پیام را بفرستد که: بی پیر مرو که در نمانی/ هرچند سکندر زمانی/ و شاید هم پاکستان با ایجاد این شورای مشترک خواسته است بگوید که اگر تمام طالبان و بنیاد گرایان جهان جهت تفاهم با امریکا در قطر گرد آیند و اگر به تفاهمی هم که دست یابند، پاکستان می تواند دهها ملاعمر دیگر را در روز دستاربندان مدارس بنیاد گرایی این کشور، واسکت هراس افگنی پوشاند و کلاه انتحاری بر سرگذارد!

ظاهراً طالبان گفتگوهای مستقیم و پنهانی با امریکا و گشایش دفتر سیاسی خود در قطر را پذیرفته اند، دفتری که شاید هیچگاهی پنجره های آن رو به سوی خورشید صلح باز نشود. در همین حال گفته می شود کسی که گویا در این زمینه بیشتر از هر طالب دیگری، نقش داشته و گفتگو های مهم و دشواری را با امریکا به پیش برده، همان طیب آغا که گفته می شود شخصی است نزدیک و مورد اعتماد به ملا عمر، پس اگر چنین است چگونه ملا عمر می تواند به عضویت شورای مشترکی در آید که اهداف آن بر محور خدمت به منافع سیاسی و نظامی پاکستان و مقابله با امریکا می چرخد؟

ریاست جمهوری افغانستان در روزهای اخیر پس از یک دور مخالفت، فراخوانی سفیر خود از قطر و انتقاد از چگونگی گفتگوهای پنهانی امریکا و طالبان، در پیوند به گشایش دفتر قطر موافقت کرده است. این موافقت، انسان را به یاد همان حکایتی می اندازد که گویند باری کسی پرنده یی در دست داشت، ناگهان پرنده از دستان او پرواز کرد! مرد که خیره خیره به پرواز پرنده می دید با ناگزیری گفت: برو که آزادت کردم!!!حالا پشت پرده چیز هایی بوده و چیزهایی انجام شده، از این روی مخالفت جناب کرزی نمی تواند هیچ چیزی را تغیردهد!

پرسش دیگر این است که ملاعمر در کجای این کار قرار دارد؟ او این روزها از امریکا دستور می گیرد و یا از پاکستان و یا هم در چند کیلومتری کابل همای روی سرش سایه ی سلطانی فکنده است؟ آیا ملاعمر می خواهد به مانند برادر تنی خویش گلبدین حکمتیار که باری شاعری با زبان طنز او را راکتیار خوانده بود، بازی دوگانه یی را انجام دهد؟ یعنی در یک جهت در پاکستان شورای مشترک هراس افگنی بسازد و در جهت دیگر در قطر اگر بتواند به سوی ولی نعمت خویش، امریکا چشمکی زند! یا این که این بار پاکستان او را وادار به اجرای این نقش دوگانه کرده است! اگر نقش ملاعمر در بازی های اخیر همان نقشی است که در شورای مشترک برای او داده شده است؛ این امربه این مفهوم است که او را با سیاست های جاری در قطر پیوندی نیست و شاید بتوان گفت که طالبان در پیوند به سیاست خروج نیروهای امریکایی و ناتو و سرنوشت افغانستان پس ازسال ۲۰۱۲ دستخوش دوستگی بزرگی شده اند و جریان قطر جریان جداگانه یی از شورای مشترک است. در همین حال این روزها گزارش هایی وجو دارد که گویا پاکستان در تلاش آن است تا کس دیگری را بر جایگاه ملاعمر بنشاند. در نگاه نخست این امر شاید گونه ای مبهم سازی بازی است که به هدف فریب ذهنیت مردم راه اندازی شده است؛ ولی سخن ژرفتر این که آیا ایجاد چنین دسته بندی ها در میان طالبان می تواند نوع افتراق فکری را در طالبانزیم و بنیاد گرایی ویژه ی آنان پدید آورد؟ به مشکل می توان باور کرد. از متوکل و ملا ضعیف که در کابل به سر می برند و شاید هم شبانه ها دیدارهای آن چنان با رییس جمهور در پیوند به تقسیم قدرت دارند تا ملاعمر در پاکستان از نظر فکری چه تفاوتی می تواند وجود داشته باشد؟ هیچ. برای آن که طالبانیزم در همه جا یک چیز است و یک سان عمل می کند. امارت اسلامی آن ها یک سکه دارد که در دو روی آن نماد شلاق حک شده است! با این همه شاید بتوان این احتمال را نیز در میان گذاشت که امریکا خود بازی دو جانبه و شاید هم چند جانبه یی را در افغانستان و منطقه آغاز کرده است بی آن که مردم افغانستان بازیگری در این بازی بزرگ چند جانبه داشته باشند!

تا دو سال دیگر سربازان امریکا و ناتو افغانستان را ترک می کنند. دوران حامد کرزی بر بنیاد قانون اساسی به پایان می رسد که دیگر حق اشتراک در بزکشی انتخابات ریاست جمهوری را نخواهد داشت. در امریکا یک بار دیگر اوباما جهت رسیدن به تاج و تخت امپراتوری! به میدان خواهد رفت. افغانستان به میدان معامله های مافیایی داخلی و جهانی بدل خواهد شد، ایران و پاکستان نیرومند تر از گذشته به هدف تامین منافع خود آستین مداخله بر خواهند زد. روس ها شاید این بار در وجود احزاب و گروههای سیاسی وابسته به اتحاد شوری از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری حمایت کنند که بتواند نقش از دست رفته شوروی را که اکنون دولت روسیه میراث خوار آن است، به آن کشور برگرداند. مقابله هند در جهت محدود کردن نقش پاکستان و گسترش نفوذ خود در افغانستان این بار با قوت بیشتری ادامه خواهد یافت. چین همچنان در تلاش دست یابی به منابع بیشتر زیر زمین افغانستان چشم دوخته است. شماری بیشتری از مدافعان دروغین حقوق بشر، جامعه ی مدنی، آزادی بیان و دو تابیعتی هایی که خون شان رنگ سفید دارد با پشتاره های از چپاولهای مدنی و کارشناسانه، هی میدان و طی میدان دوباره به مدینه ی فاضله ی خود بر خواهند گشت و شمار هوتل های با چاینکی و قابلی و چپلی کباب افغانی در بازار های اروپایی و امریکایی فزونی خواهد گرفت! من نمی دانم که طالبان آینده را چگونه می بینند، شاید به این باور رسیده اند که ستاره ی اقبال دموکراسی رو به خاموشی است. جو بایدن با یک جمله مدال دوستی افتخار آمیز امریکا را بر گردن آن ها آویخت! هر چند این همه، تصویر بد بینانه یی از وضعیت به نظر می آید؛ اما به مشکل می توان باور کرد که طرف های گفتگو چه در سطح کشور و چه در سطح منطقه، کمترین اراده و باوری به صلح داشته باشند. صلح کرزی، صلح طالب، صلح گلبدین، صلح پاکستان و صلح امریکا مفاهیمی اند جدا و بی پیوند با یک دیگر. آن ها هر کدام صلح خود را می خواهند. طالبان دیگر به گرفتن ماهی های کوچک راضی نیستند؛ بلکه توری انداخته اند بزرگ به هوای شکار نهنگ دموکراسی تا از روغن آن شیطان چراغ امارت خود را روشن سازند! پاکستان و ایران در هوای پر کردن جای خالی امریکا و ناتو در افغانستان اند.

شاید تجربه های دومین دهه ی دموکراسی در افغانستان به پایان خود نزدیک شده است. امریکا عاشق دموکراسی برای افغانستان نیست؛ بلکه در تلاش آن است تا هر نظامی را که در افغانستان پدید می آید به گونه یی در خط منافع خود حفظ کند. برای جناب کرزی چه فرقی می کند که پس از دوران طلایی! او، دیکتاتوری بر اریکه باشد یا دموکراتی مانند خودش! مهم این است از وابستگان او باشد. این است محور اساسی گفتگو های صلح او با طالبان. با پایان این دهه هیچ ستاره یی هم از آسمان فرو نخواهد افتاد ، برای آن که بر بنیاد ارزیابی هایی هم اکنون در صدر فهرست کشور های مستبد جهان جایگاه افتخار آمیزی دارد! که بر همه مستبدان دموکرات و دروغ پردازان کثرت گرایی مبارک باد!!!

جدی ۱۳۹۰
کابل- شهرک نوین قرغه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *