+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 سومین تجربۀ دموکراسی و دو راهۀ سرنوشت
 نامه ی عاشقانه
 صبح صادق ندمد تا«شب یلدا» نرود
 اعتراف می کنیم که ما
 شهروندان معترض
 در مراسم اعدام آفتاب
 اسلام ستیزی
  نسل نو مرا از انزوا به در آورد
 زبان، وَ غیبتِ جهان
 گفتار هشتم: آگاهی، زیبایی و رهایی در آینۀ ذهن عارفان و

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲
روح الامین امینی
example6

فیلم "جدایی نادر از سیمین" جدای از جامعه ‏ای که در آن نفس می‏ کشد نیست. "جدایی نادر از سیمین" در واقع جدال نادر و سیمین، جدال نادر و سیمین و ترمه، جدال راضیه و حجت، جدال دو طبقه اجتماعی و بالاخره جدال سنت و مدرنیته است در جامعه ای میانه.
مرور کوتاهی بر داستان این فیلم نشان می دهد که سوژه خارق العاده و خلاف عادتی در آن نیست. فقط داستان دو خانواده است از دو گوشه‏ ی شهر که بر اثر اتفاقی با هم در می‏ افتند.

داستان فیلم:

سیمین (لیلا حاتمی) زمینه ای را ایجاد کرده تا به همراه شوهرش نادر (پیمان معادی) و دخترش ترمه (سارینا فرهادی) برای زندگی به خارج از کشور برود و در این میان نادر نمی‏ خواهد تن به این سفر بدهد. چون پدر پیری دارد که به مرض آلزایمر دچار است. از آن جایی که سیمین نمی خواهد این موقعیت را از دست بدهد کار آن‏ ها به دادگاه کشیده می ‏شود و حرف طلاق به میان می ‏آید. دلایل سیمین برای قاضی کافی نیست و تقاضای طلاق رد می شود. اما جدایی نادر از سیمین اتفاقی نیست که با حکم قاضی صورت نپذیرد. ترمه بنابر این که نمی خواهد پدر و مادرش از هم جدا شوند ترجیح می‏ دهد نزد پدر بماند به این امید که بتواند این زندگی را سر پا نگه دارد.
در یک سوی دیگر نادر می ماند و پدر پیر و مریضی که مجبور است برای مراقبت از او مستخدمی به نام مرضیه را به خانه بیاورد و از این جاست که فیلم با دو شاخه در هم تنیده صورت دیگری را به خود می گیرد...

دو فیلم:

"جدایی نادر از سیمین" یک فیلم اجتماعی است. اما در دو سوی خود ناگزیر از طرح مسایل سیاسی و فرهنگی نیز هست که البته گریز کارگردان از پرداختن راحت به این دو مسأله به گونه ای که مسایل اجتماعی فیلم مطرح شده را نباید از نظر انداخت. خود این رویکرد در لایه های درونی تر، فیلم را بیش از آنی که در نظر اول به چشم می خورد سیاسی کرده است. این فیلم جدای از تمام مسایلی که به آن ها پرداخته ناگفته های زیادی هم دارد و کارگردان با همین گریز برهنه از طرح این مسایل در واقع کلیدی را به دست مخاطب خاص تر می دهد که پشت دروازه اش سینمای دیگریست با فیلمی دیگر و مخاطبین کمتری از جنسی دیگر. در واقع "جدایی نادر از سیمین" دو فیلم است یکی همان فیلمی که پیمان معادی، لیلا حاتمی، ساره بیات، شهاب حسینی، سارینا فرهادی و دیگران در آن بازی می کنند و این فیلم، فیلمی کاملا اجتماعی است و دیگری فیلمی که اصغر فرهادی و دایره کوچک تری از مخاطبین اش آن را خلق کرده اند از تمام نگفته ها و گریزهای مبرهن فیلم. این فیلم به شدت سیاسی است و به اقتضای فضای سیاسی حاکم بر ایران مباحث فرهنگی را نیز به همان قوت با خود دارد.
اولین تصویری که فیلم به نمایش می گذارد کار یک دستگاه فتوکپی است؛ شناسنامه فتوکپی می کند. اگر این سوال پیدا شود که چرا "جدایی نادر از سیمین" چنین شروعی دارد؟ پاسخ من این است که دستگاه فتوکپی نماد جامعه ای است که در آن تلاش سازمان یافته ای صورت می گیرد تا همه از هر جهت مانند هم باشند و یا هم اشاره به سرنوشت‏ های مشابه دارد. طبیعتا می‏توان تعبیرهای دیگری هم از این شروع کرد یا حتی بی تفاوت از کنار آن گذشت. ولی به نظر من با توجه به ساخت فیلم، معقول ترین تعبیری که به ذهن مخاطب می رسد همین است. با پذیرفتن این تعبیر، فیلم در نخستین تصویرش کنشی سیاسی دارد اما به گونه ای که عامدانه پوشیده به نظر می رسد.
"چیزهایی که دارین می گین دلایل کافی برای طلاق نیست خانم!" اولین جمله ای که از این فیلم می شنویم همین جمله است از زبان قاضی. مخاطب نمی داند سیمین چه دلایلی آورده است. ولی او چند لحظه بعد خطاب به قاضی جمله ای را به زبان می آورد که یکی از کلیدهای ارجاع مخاطب به جنبه سیاسی و فرهنگی فیلم است: "من ترجیح می دم بچم تو این شرایط بزرگ نشه حاج آقا؛ به عنوان مادر این حق‏و دارم" و قاضی فی الفور با لحن آمرانه ای می پرسد: "چه شرایطی، چه شرایطی خانم؟" اما سیمین سکوت می کند. سکوت فیلم دقیقا از همین جا شروع می شود. درست از اولین دقایق آن سیمین سکوت می کند آن هم در برابر پرسشی که تنها دلیل تقاضای طلاق او از نادر است با وصف این که در طول فیلم متوجه می شویم سیمین شوهرش را شخصی شریف، چشم پاک، خوب و سالم می داند.
در این فیلم نه سیمین "آن شرایط" را توضیح می دهد نه هم اصغر فرهادی اصراری برای این توضیح دارد. شاید این پرسش برای مخاطبی که ایران امروز را نمی شناسد حتی تبدبل به گرهی بشود که تا پایان فیلم اگر اشاره ‏ای هم به آن شده بسیار پوشیده است.
به نظر من این رویکرد با هوشمندی تمام در این فیلم انجام شده است. در طول حداقل ده پانزده سال اخیر در سینمای ایران شاهد فیلم هایی بودیم که نگاهی نقادانه به اوضاع سیاسی و فرهنگی این کشور داشتند. ولی چنین فیلم هایی غالبا مجبور بودند با همه‏‏ ی گوشه و کنایه‏ های شان در کلیت فیلم مجموعه‏ ی فضای موجود را تأیید کنند. اما "جدایی نادر از سیمین" تن به این معامله نداده است و با هوشمندی به گونه ای در مورد جو حاکم سکوت کرده که مخاطب متوجه این سکوت بشود و از طریق چنین سکوتی ذهنش به سمت و سوی دیگری نیز کشیده می شود سمت و سویی که احتمالا کارگردان و عوامل فیلم می خواهند.

نه قهرمانی نه ضد قهرمانی:

"جدایی نادر از سیمین" خلاف اکثر آثار سینمایی به خصوص فیلم هایی که در ایران ساخته می شود نسبت به کارکترهایی که مطرح کرده یک فیلم عادلانه و در عین حال قابل فهم است.
در این فیلم با شخصیت ‏هایی از جنس پیرامون خود مواجه هستیم: آدم‏ هایی با وجوه مختلف. هیچ کدام از شخصیت های این فیلم قهرمان نیستند. به همان گونه ای که در آن ردپای شخصیتی منفی که در مقابل قهرمان قرار بگیرد را نیز نمی بینیم. همه غرور و منافعی دارند که نمی خواهند زیرپا کنند و حتی به خاطر آن‏ها حاضر اند دروغ بگویند. در این فیلم تقریبا همه شخصیت‏ ها دروغی دارند: نادر، سیمین، مرضیه، حجت، ترمه، اعظم (خواهر حجت)... در واقع دروغ مبنای جامعه ای شده که بر آن ایستاده اند که البته چنین فضایی نیز خاص جامعه ایران نیست و برای مخاطبین زیادی در گوشه و کنارهای دنیا می تواند ایجاد حس هم‏ذات پنداری کند.
از بین شخصیت‏ هایی که در این فیلم بر آن ‏ها تمرکز شده فقط دو نفر دروغ نمی گویند. یکی سمیه (دختر خوردسال مرضیه) است و دیگری پدر پیر و مریض نادر که دچار آلزایمر است. شاید به این دلیل که یکی دروغ هایش را گفته و الکش را آویخته و دیگری هنوز به خوبی نمی داند دروغ چیست.
تقریبا تا نیمه های فیلم، یعنی تا آن جایی که پرده از دروغ ها بر داشته می شود مخاطب با شخصیت هایی مواجه است که به آن ها حق می دهد حتی به دو طرف دعوا؛ هم به سیمین حق می دهد و هم به نادر. همان طور که در درگیری‏ های پی هم نادر و حجت هم طرف نادر را دارد و هم طرف حجت را. اما ادامه فیلم لایه ای دیگر از شخصیت ‏ها را افشا می کند: وقتی نادر می دانسته مرضیه باردار است و خلاف آن را به دادگاه می گوید؛ وقتی معلوم می شود سیمین برای به کرسی نشاندن حرفش به دروغ بار و بندیل بسته و به خانه مادرش رفته، وقتی مرضیه دلیل سقط شدن فرزندش را می‏ دانسته و تا اواخر فیلم آن را پنهان نگه داشته، وقتی حجت راضی می شود پانزده میلیون تومان پول از نادر بگیرد در حالی که مرضیه علت سقط شدن فرزندش را به او می گوید؛ وقتی ترمه در دادگاه دروغ پدرش را تأیید می کند...
بعد از این گره گشایی هم، شخصیت ‏های فیلم برعکس اکثر آثار سینمایی سرکوب نمی‏ شوند. شاید دلیل اش این است که کارگردان به شخصیت‏ ها از آغاز فیلم بیشتر از حقی که دارند نداده؛ نه در مقابل چشم مخاطب و نه در ذهن دیگر شخصیت ‏ها. تنها کسی که در این گیر و دار وضعیت متفاوت تری دارد نادر است: بعد از فاش شدن دروغ نادر نگاه دخترش نسبت به او تغییر می کند اما او هم دروغ گفتن را از پدر می آموزد و نگاه خانم قهرایی (معلم ترمه) که بعد از آن اتفاق حتی نمی خواهد در چشم های نادر نگاه کند. اما در مورد این شخصیت هم وضعیت مخاطب متفاوت از این دو نگاه است. چون مخاطب به عنوان یک ناظر وضعیت همه شخصیت ها را تحت نظر دارد. مخاطب مانند خانم قهرایی تنها دروغ نادر را نمی بیند.
"جدایی نادر از سیمین" از مرکز جامعه ایران برخواسته است و در مورد دو طبقه‏ ی به هم نزدیک و گسترده اجتماعی است. نه سر و کاری با مرفهمین اجتماع دارد و نه نقطه‏ ی مقابل آن ها و سراغی از کاخ و کوخ نشینان را نمی توان در آن گرفت. در آن نه سراغی از کارتن خواب هاست و نه هم از صاحبان مکنت و مال.
صحبت از دو طبقه همسایه اجتماعی در واقع صحبت از اکثریت جامعه ایران است و اهمیت این رویکرد از زاویه ای جامعه شناسانه برای این فیلم در این است که برای مخاطب غیر ایرانی می تواند فقط با حذف دو اقلیت در دو سوی جامعه تصویری نزدیک به واقعیت از زندگی در جغرافیای ایران را ارایه کند.

شناسنامه:

نویسنده و کارگردان: اصغر فرهادی
مدیر فیلم برداری: محمود کلاری
تدوین: هایده صفی یاری
صدابردار: محمود سماک باشی

بازیگران:

پیمان معادی در نقش نادر
لیلا حاتمی در نقش سیمین
ساره بیات در نقش راضیه
شهاب حسینی در نقش حجت
سارینا فرهادی در نقش ترمه
مریلا زارعی در نقش معلم ترمه

جدایی نادر از سیمین به عنوان نماینده ایران کاندیدای بهترین فیلم خارجی هشتاد و چهارمین دور اعطای جایزه اسکار در سال ۲۰۱۲ است و از بخت های اصلی اسکار امسال به شمار می رود. بر علاوه آن تا به حال جایزه‏ های زیادی را از جشنواره ‏های سینمایی ایران و جهان ربوده است که از آن جمله می توان به جشنواره‏ های زیر اشاره کرد:
جشنواره فیلم فجر، جشنواره بین المللی فیلم برلین، جشنواره فیلم ونکوور، جشنواره فیلم آسیا پاسفیک، جشنواره فیلم تورنتو، گلدن گلوب و...



اصغر فرهادی:

اصغر فرهادی در سال ۱۳۵۱ در خمینی شهر، یکی از شهرهای استان اصفهان ایران متولد شد. او داری مدرک فوق لیسانس در رشته هنر از دانشگاه تربیت مدرس تهران است. نوشتن فیلم نامه‏ ی "ارتفاع پست" ساخته ابراهیم حاتمی کیا (این فیلم در سال ۱۳۸۱ ساخته شده است) به عنوان اولین حضور حرفه ای او در سینماست.

اصغر فرهادی سه مجموعه تلوزیونی را در سال های ۱۳۷۷، ۱۳۷۸ و ۱۳۸۰ ساخت و در سال های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ در ساخت دو فیلم رقص در غبار و شهر زیبا مسوولیت فیلم نامه نویسی و کارگردانی را برعهده داشت.

وی با فیلم چهارشنبه سوری در سال ۱۳۸۴ چهره ای دیگر از خود به نمایش گذاشت در واقع حرکت متفاوت اصغر فرهادی با اکثر فیلم سازهای سینمای ایران با این فیلم شروع شد؛ در فیلم درباره الی (تولید ۱۳۸۷) گل کرد و با جدایی نادر از سیمین (تولید ۱۳۸۹) به ثمر نشست. مهم ترین مشخصه های کار اصغر فرهادی را در دو فیلم اخیر او می توان مشاهده کرد.

اصغر فرهادی علاوه بر این ها فیلم نامه فیلم هایی مانند ارتفاع پست، کنعان ساخته مانی حقیقی (۱۳۸۶) و دایره زنگی نخستین فیلم سینمایی پریسا بخت آور (۱۳۸۶) را نوشته است.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *