+ - x
 » دسته ها
 نقد
 گفتگو
 فلسفه
 طنز
 سیاست
 زیستنامه
 روانشناسی
 خودشناسی و عرفان
 جامعه شناسی
 پنجره
 پژوهش
 برگردان
 اندیشه
 ادبیات
 اجتماعی

 » دیگر نگاشته ها
 شهروندان معترض
 ناخودآگاهِ مشترکِ اساطیریِ نی‎نامه‎ی مثنوی با اسطوره‎ی
 زبان، وَ غیبتِ جهان
 کشف تازه ی رییس جمهور
 بیست و ششم دلو درتاریخ افغانستان دیگر وجود ندارد
 ما همه صلح میخواهیم
 انسان در" گلنار و آینه"
 شرکت سهامی تاراج
 از چه خواهد شد؟، به سوی چه باید کرد؟
 جلد دوم امپراتور

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰
مجيب مهرداد


منظور از مصطلحات نامانوس "فاکولته"، "کلچر" و "گالری" است یا "دانشکده"، "فرهنگ" و"نگارستان"


فرمان ۱۶۴ ماده ای رییس جمهور کرزی پس از آن صادر شد که حکومت حامد کرزی پس از کنفرانس توکیو ملزم به مبارزه جدی برعلیه فساد اداری و حکومت داری خوب گردید. شعار عمده این کنفرانس حساب دهی متقابل بود. حکومت کرزی که بر اساس سازمان شفافیت بین المللی در سال ۲۰۱۱ در رده سومین کشور فاسد در جهان جا گرفته است زیر انتقادهای شدید حکومت های کمک کننده به افغانستان قرار دارد. پس از پیروزی حامد کرزی در انتخابات سال ۲۰۰۹ جامعه جهانی و به خصوص حکومت ایالات متحده امریکا از این حکومت خواستند تا در ظرف شش ماه طرح های عملی ای را در زمینه حکومت داری خوب به اجرا در آورد، اما آنچه مسلم است این است که این حکومت به دلیل حضور زورمندانی که هرکدام ضلعی از اضلاع این حکومت را در قبضه دارند نتوانسته است از فساد اداری جلوگیری کند. فساد اداری به مثابه جدی ترین بحران حکومت حامد کرزی در طول حکومت او روند صعودی اش را همچنان پیموده است. کشورهای کمک کننده به دولت حامد کرزی دیگر حاضر نیستند کمک هایشان را به یک حکومت فاسد بسپارند برهمین اساس حامد کرزی طرح اصلاحات در سیستم را حد اقل در حد شعار جدی گرفته است. هرچند مبارزه برضد فساد اداری در دستور کار حکومت کنونی از سالیان پیش قرار داشت. عبدالجبار ثابت در سال ۱۳۸۶ با اعلام جهاد بر ضد فساد اداری بخشی از خواست های مردم را بیان کرد اما آن روند نیز نتیجه بخش نبود. عده ای آن روند را تابعی از یک طرح سیاسی برای خلع قدرت مندان منسوب به یک جناح سیاسی خاص دانستند و به هر نحوی پروژه ثابت هم با کناره گیری او به شکست انجامید. اینک آقای لودین نیز در چارچوب ریاست اداره نظارت بر تطبیق استراتیژی مبارزه با فساد اداری برای اولین بار برخی از نام های درشت متهمان به فساد اداری را افشا کرده و خواهان مورد پیگرد قرار گرفتن پرونده های آن ها از جانب دادگاه عالی شده است.
برهیچ کس پوشیده نیست که مبارزه برضد فساد اداری مهم ترین کاری است که حکومت افغانستان باید انجام دهد. زیرا نا امنی رو به افزایش بیش از هرچیز دیگر ریشه در نارضایتی مردم از نحوه حکومت داری دارد. فساد اداری مردم را در گوشه گوشه افغانستان به ستوه آورده است. ارجحیت رابطه ها در تعیین و تقرر کارمندان دولتی، رشوه ستانی، عدم شفافیت و بی عدالتی در دستگاه قضایی و محاکم همه و همه باعث شکاف عمیقی میان حکومت و مردم شده اند که تبعاتش را در طویل شدن روز افزون صف مخالفان حکومت کنونی می بینیم. ما امیدواریم این ندای اصلاحات به صورت جدی از جانب رییس جمهور پیگیری شود و کسانی که متهم به فساد اند در رده های بالایی و پایینی حکومت به محاکم معرفی گردند و طی پروسه های شفاف حکم عدالت در مورد آن ها اجرا گردد.
چیزی که این نبشته به گونه ویژه قصد پرداختن به آن را دارد رویکرد فرهنگی تیم رییس جمهور یا تدوین کننده گان این حکم است. اولن در این حکم هیچ گونه روشن بینی در باره مساله فرهنگی به چشم نمی خورد. مساله فرهنگی به لحاظ سلسله مراتبی که برای وزارت خانه ها و ریاست ها در نظر گرفته شده است پس از وزارت معارف و تحصیلات عالی در رده پانزدهم آمده است. متاسفانه حکومت کرزی از بدو تاسیسش تا کنون نتوانسته است ممثل یک حکومت فرهنگ دوست باشد. تا هنوز هیچ فرهنگی خوش نام فرهیحته و مورد قبول جامعه فرهنگی افغانستان به تصدی این وزارت گماشته نشده است. فرهنگ میراث ملت است و مردم حق دارند صدیق ترین و متعهد ترین افراد به فرهنگ شان را در سمت وزارت فرهنگ ببینند. در جمع کابینه فعلی وزارت اطلاعات و فرهنگ به لحاظ جذب کمک های مالی و پروژه سازی از همه وزارت خانه ها عقب مانده است. متصدیان وزارت فرهنگ در برخی موارد برعلیه آزادی های مدنی سخن رانده اند. حرف آقای کریم خرم وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ" آزادی بیان قصه مفت است" سیاه ترین حرف بازمانده از حکومت مدعی دموکراسی در واکنش به آزادی های مدنی است. این وزارت در راستای حفظ ارزش های فرهنگی کارهای ملموسی انجام نداده است. به خصوص در زمینه چاپ و نشر کتاب و نشریات به شاعران، نویسندگان و رسانه داران هیچ گونه کمکی از جانب این وزارت صورت نگرفته است. در تمام کشورهای جهان بخشی از مصارف نشر و طبع به عهده وزارت های فرهنگ است. این کمک ها در چارچوب سبسایدی ها برای ناشران یا رسانه داران ارایه می گردد. از سوی دیگر ترویج ارزش های فرهنگی و حفظ فرهنگی ملی از وظایف اصلی حکومت است. حکومت کنونی به جای اینکه جلو ورود سیل آسای کلمات انگلیسی را با ایجاد برنامه ها و وضع قوانین بازدارنده بر رسانه ها بگیرد مشغول این است که مصطلاحات ملی باید رعایت شوند. این در حالی است که مصطلحات ملی خود ترکیبی جنجالی و مغشوش است. زیرا مصطلح ملی باید در بردارنده واژگان زبان های ملی باشد که ما در قانون اساسی به جای آن زبان های رسمی داریم. مصطلح ملی در قانون اساسی تعریف مجاب کننده ندارد. در بندی از این حکم آمده است: "طی مدت سه ماه، در مورد تقویه زبان های ملی، لهجه ها، اصطلاحات ملی، حذف اصطلاحات نا مانوس بیرونی از ادبیات معمول کشور، تحکیم وحدت ملی، رعایت رسوم و عنعنات پسندیده افغانی و انعکاس فرهنگ غنی کشور از طریق رسانه های جمعی دولتی و خصوصی اقدام و به شورای وزیران گزارش ارایه نماید".
من می خواهم مفاد این بند را تحت عنوان های جداگانه بررسی کنم:
تقویه زبان های ملی
تقویه زبان های ملی در قدم اول عبارت از توان تشخیص آسیب های زبان های ملی است، زبان های ملی ما پیش از همه به لحاظ آسیب شناسی درون زبانی باید مورد بررسی قرار بگیرند؛ اینکه زبان های ملی در شرایط کنونی با کدام چالش ها رو به رو اند؟ آیا زبان های ملی ما ظرفیت های باالقوه ای دارند که برای علمی کردن شان روی آن ها سرمایه گذاری شود؟ بعد نوبت می رسد به خطرات بیرونی که متوجه زبان های ملی است؛ آیا زبان های ما توان جذب دانش جدید بشری را دارند؟ ما در برابر ورود سیل آسای واژگان انگلیسی چی تدابیری می توانیم اتخاذ کنیم. آیا ما مسایل یاد شده را به عنوان خطراتی که زبان های ملی ما را تهدید می کنند به رسمیت می شناسیم؟ اتفاقن سیاست های زبانی حکومت کنونی مبتنی بر تضعیف زبان های ملی در برابر زبان انگلیسی است. نمونه آن سخن رانی جناب رییس جمهور در باره تغییر زبان تدریسی در دانشکده های مهندسی و پزشکی بود. ناگفته نماند که پیش از این در زمان حکومت های کمونیستی هم بخشی از مضامین در دانشکده های زراعت، ساینس و انجنری و برخی دانشکده های دیگر به زبان انگلیسی بوده اند اما تفاوت آن برنامه ها با برنامه جدید رییس جمهور در این است که ما از موضع گویا ضعف علمی زبان های ملی تن به این اصلاحات می دهیم که این خود نمایانگر غفلت حکومت در امر توانمند سازی زبان های ملی است. بنای کشورهای دیگر بر تقویه زبان های ملی است تا طرد آن ها، کشورهایی چون ایران، ترکیه، مصر، جاپان و غیره با زبان های ملی خویش به مدارج بلند پیشرفت علمی رسیده اند. ما نباید فراموش کنیم که زبان های ملی و رسمی افغانستان در عقب ماندگی ما نقشی ندارند. بلکه این حکومت ناتوان است که هم زبان ها و هم سیستم تدریسی را دچار جمود و بی حاصلی کرده است. کشورهای دیگر برای علمی کردن زبان های علمی تدابیر بخردانه ای سنجیده اند. کشور های دیگر روی فرهنگ عامه یا فولکلور که ظرفیت های عظیم و ذخایر بزرگ زبانی را تشکیل می دهند کارهای ارزنده ای انجام می دهند. در همه کشورها نهاد هایی برای تقویه اساسات زبان ها و ومعادل سازی برای واژگان جدید علمی فعالیت دارند. فرهنگستان یکی از این نهاد ها است. فرهنگستان که لزومن اعضای آن متشکل از زبان شناسان اند در زمینه تطبیق مصطلحات علمی با معادل های ملی رایزنی می کند. عرب ها توانسته اند این مشکل را تاجایی حل کنند. ترک ها هم این مهم را انجام داده اند. کشور هم زبان ما ایران توانسته است بخش عظیمی از دانش امروز بشری را جذب فرهنگ خودی کند ولی ما هنوز هیچ برنامه ای در زمینه معادل سازی نداریم. غفلت دیگر حکومت امتناع از احساس مسوولیت در برابر به حاشیه رفتن زبان های ملی و حضور زبان های بیگانه در رسانه ها است. امروز در تلویزیون های زیادی نام برنامه ها به زبان انگلیسی است. حتا در برخی از رادیوها گویندگان با زبان انگلیسی حرف می زنند. این هرج و مرج در هیچ جای دنیا به چشم نمی خورد. کشورهای اروپایی در حفظ زبان های ملی شان حتا با تعصب عمل می کنند ولی ما سرنوشت زبان ها را گذاشته ایم به رسانه ها و گویندگان ناشی رسانه ها. مساله دیگر در پیوند با تقویه زبان های ملی مساله لوحه ها است. شهر کابل به لحاظ سیمای ظاهری شهری بی هویت است. شما اگر به لوحه های آن نگاه کنید فکر می کنید در یکی از ایالات انگلیسی زبان وارد شده اید. همه این فجایع که بنیان های فرهنگ ملی ما را ویران می کنند ریشه در بی توجهی متصدیان امور فرهنگ دارند. این وزارت باید در باره لوحه ها، زبان رسانه ها و ان جی او ها تدابیر جدی اتخاد کند.
مصطلحات ملی و حذف مصطلحات نامانوس
بحث مصطلحات ملی از بحث های جنجال برانگیز در ده سال اخیر بوده است. عده ای برای ممانعت از واژگان فارسی معادل مصطلحاتی که عمدتن به زبان پشتو اند دشمنی آشکارشان را با زبان فارسی نشان دادند. این گروه هرگز در برابر "سوپر چکن سوپ" عصبیت نشان نداده اند. یا در برابر "فاکولته" که به جای "پوهنزی" استفاده می شود واکنش نشان نداده اند. این گروه ها که ما آن ها را دشمنان قسم خورده زبان فارسی می دانیم حتا "گالری" را نیز که یک کلمه خارجی است بر "نگارستان" فارسی ترحیج داده اند. ما این رویکرد را جز دشمنی با زبان فارسی نمی دانیم برای همین است که بحث مصطلحات ملی را که به لحاظ قانونی نیز پایه های محکمی ندارد بحث پا درهوا می دانیم. بند مصطلحات ملی در قانون اساسی مصوبه لویه جرگه قانون اساسی جا نداشته است. بلکه این ماده را کمیسیون یا گروپی که از جانب اعضای لویه جرکه برای پیشبرد کارهای تخنیکی قانون اساسی بین حکومت و لویه جرکه قانون اساسی تعیین شده بودند گنجاندند که خود خیانت ملی پنداشته می شود. بسیاری ها امروز وقتی با چماق بر سرما می زنند برهمین ماده خیانت آلوده تکیه می کنند. اولن من به این باورم که قانونی جلوه دادن این برخورد کاملن دروغ است. اگر این بند در قانون هم نمی آمد بازهم این عصبیت ها در برابر زبان فارسی وجود داشت. گالری در کجای مصطلحات می گنجد، فاکولته چگونه می تواند مصطلح باشد. کلچر و صدها واژه خارجی دیگر که در برابر استفاده معادل فارسی آن ها حساسیت وجود دارد در جمع مصطلحات نیستند. بحث مصطلحات بهانه ای است که دشمنان زبان فارسی جلو رشد و تحول این زبان را بگیرند. این در حالی است که به جای این دشمنی باید مشغول توان مند سازی زبان پشتو شوند. آن ها باید برای رشد زبان پشتو برنامه های جدی ای را روی دست گیرند. به راستی در نزد ما معلوم نیست که منظور از مصطلحات نامانوس "فاکولته"، "کلچر" و "گالری" است یا "دانشکده"، "فرهنگ" و"نگارستان".

تحکیم وحدت ملی، رعایت رسوم و عنعنات پسندیده افغانی
در افغانستان تحکیم وحدت ملی نیز یکی از بهانه های دیگری است برای سلب آزادی بیان و روند عدالت خواهی در افغانستان، برنامه عدالت انتقالی به همین بهانه بی اثر شد، بحث هویت که از نیازهای اساسی ملت افغانستان است که امروز یا فردا باید به آن بپردازد با همین چماق غیر مشروع می شود. واژگان فارسی؛ دانشگاه، دانشکده و سایر واژگان دیگر با همین چماق مردود شناخته می شوند. خلاصه وحدت ملی با همه شعارهایی که در باره اش داده می شود دروغ محضی بیش نیست. ما هرگز وحدت ملی نداشته ایم. جنگ های ما در برابر کشورهای بیرونی هم اتحاد های مقطعی ای بوده اند که پس از خروج این کشورها از افغانستان از هم پاشیده اند. ما اگر وحدت ملی می داشتیم به این سیه روزی نمی افتادیم. ولی راه رسیدن به وحدت ملی یا تفاهم ملی وجود دارد. ما اگر به سمت گفتمانی جدی در باره مسایل ملی مان گذار کنیم بدون شک نخستین گام ها را در راه وحدت ملی و ایجاد حکومت ملی برداشته ایم. رعایت رسوم و عنعنات پسندیده افغانی هم گزاره مغشوشی است. از این رسوم و عنعنات پسندیده هیچ تعریف روشنی وجود ندارد. طالبان سنگسار و محاکمه صحرایی را عنعنات پسندیده افغانی می دانند، ملاهای مساجد برگزاری نوروز را خلاف عنعنات پسندیده که میان فرهنگ قبایل و روستاها و ارزش های دینی معلق مانده است می دانند. این در حالی است که هیچ کس اتن را که صدای طبل و سرنایش گوش آدم را کر می کند عنعنه غیر دینی نمی داند حتا طالبان که دف زدن کودکان را منع کرده بودند با طبل و سرنا و اتن کنار آمده بودند، یا بزکشی و سگ و مرغ و بودنه جنگی را عنعنه غیر دینی نمی داند. منظور این است که همیشه از این گزاره ها تعریف های یک جانبه و مصادره گرانه صورت گرفته است. برای همین این گزاره ها فاقد مشروعیت و اعتبار شده اند.
نتیجه گیری نهایی اینکه امر فرهنگی امری فراموش شده است. تکنوکرات های فاسد و زورگویان ثروت پرست در چند سال گذشته هرگز به فرهنگ توجه نکرده اند. آن ها غرق در زد و بند ها و معامله های قدرت و ثروت بوده اند. جامعه جهانی نیز که با شعار جنگ علیه دهشت افگنی وارد افغانستان شده است هیچ توجهی به مسایل فرهنگی ندارد، اصلن نباید از آن ها چنین انتظاری نیز داشت. پاسداری از ارزش های فرهنگی و شکوفا کردن ارکان آن از وظایف حکومت افغانستان است. حکومت باید بر رسانه ها مبتنی بر سیاست حفظ ارزش های فرهنگی- ملی محدودیت هایی وضع کند، البته قابل یاددهانی است که این محدودیت ها نباید در راستای خواست های ارتجاعی سمت و سو یابند. فراموش نکنیم که دشمنان آزادی در کمین اند و به واسطه عمال شان همواره ارزش های والای آزادی را با بهتان های کینه توزانه در نزد عوام الناس بی ارزش جلوه می دهند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این متن نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *