+ - x
 » از همین شاعر
 در دبستان بهر تحصيليم ما
 شيرين گذشت و خاک ورا باد می برد
 نگارا لباس قشنگ تو خوش
 زين پرسيدنم نباشد گناه من کو خطای من چه
 زاهد اگر ز کوی تو يکبار بگذرد
 می روم هر لحظه از خود روبروی کیستم؟
 می نمايی اگر جدايی باز
 مرا با خاطر رويت ببخشا
 به اين تمکين که ساقی باده در پيمانه ميريزد
 باز امشب دوستان خواب پریشان دیده ام

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

گشتم دچار گردش دوران کمک، کمک
از سرگذشت خار مغيلان کمک، کمک
با خنده خنده عشق به مرگم دچار کرد
کارم رسيده است به پايان کمک، کمک
از ننگ و نام و پردۀ ناموس من مپرس
رسوا شدم ز دست نکويان کمک، کمک
شد سالها که گل شده شمع مزار من
رفتم مگر ز ياد عزيزان کمک، کمک
شيرين لبی که قيمت خود جان نهاده بود
خط کرد نرخ بوسه اش ارزان کمک، کمک
شور جنون عشق مرا عاقبت کشيد
مجنون صفت بسوی بيابان کمک، کمک
فرهاد وار عشقری در بيستون غم
کندم جگر به ناخن و دندان کمک، کمک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *