+ - x
 » از همین شاعر
 آه نوميد بی اثر نبود
 حسن فرنگ و جرمن پامال دلبر ماست
 پیک فرهادم خبر از بیستون آورده ام
 راست بودم من زمانی، گشته ام حالا کجک
 به اين تمکين که ساقی باده در پيمانه ميريزد
 فدای چشم نمناکت شوم يار
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 مرا زياد محبت به خوبرويان است
 تو رفتی از جهان سامانه ات ماند
 ز سر تا پا اداهايت قشنگ است

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا
مهربان گردان الهی اندکی يار مرا
کافر عشق برهمن زادۀ گرديده ام
از سر زلف بتان سازيد زنار مرا
بهر قتلم حاجت ابروی شمشير تو نيست
يک نگاه دلفريبت می کند کار مرا
بی وقارم پيش چشم از خود و بيگانه ساخت
بر زمين زد عاقبت آن شوخ دستار مرا
از يمن تا حال می گيرد لب لعلش خراج
گرچه خط بگرفته دور روی دلدار مرا
قاتل من در دم کشتن چه خوش گفت عشقري
در قيامت باز خواهی ديد ديدار مرا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *