+ - x
 » از همین شاعر
 داغ های سينه ام از سنگ طفلان بوده است
 شد روزها که باز جمالت ندیده ام
 شب و روز از پی سودای گيسوی تو می آيد
 منم غريب و ز من سيم و زر نمی ماند
 تو رفتی در سفر هوش از سرم رفت
 حوض گل و شکوفه گل و آبشار گل
 عاقبت عشقت مرا رنجور کرد
 ز بیداد نکورویان مریض بستر عشقم
 می نمايی اگر جدايی باز
 انتخاب من ز حسن يار سيب غبغب است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

رويت اگر ز پيش نظر دور نمی شد
در سينه ی من داغ تو ناسور نمی شد
منظور نمی کرد اگر دعوت اغيار
از يار دلم سرد چو کافور نمی شد
گر حيدري(١) سر را بفدای تو نمی ساخت
بر دايرۀ ناز تو مأمور نمی شد
می بود در آن عصر اگر ديدۀ حق بين
بر دار سياست سر منصور نمی شد
بی قيمت و بی قدر بودی پيش نظرها
گر پرتو نوری به سر طور نمی شد
ابروی ترا گر نبُدی رسم اشارت
اين رنگ دلم قيمه به ساطور نمی شد
گر عشق نمی باخت به خوبان دل آزار
در روی جهان عشقری مشهور نمی شد



١- حيدری يکی از شعرای معاصر و از دوستان مرحوم عشقری بوده که آن مرحوم در تعدادی از سروده های خويش از دوست خود ياد کرده اند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *