+ - x
 » از همین شاعر
 به گوش من صدای زنگ عشق است
 به رسیدن وصالت بخدا تلاش دارم
 نازم ای سرو سهی قامت رعنای ترا
 توکلت علی الله می روم يار
 نزد من به ز وصل هجرانست
 گشتم دچار گردش دوران کمک، کمک
 به اين تمکين که ساقی باده در پيمانه ميريزد
 مه من بخت نکو فال دارد
 پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم
 عرض مرا بخدمت آن سيمبر کنيد

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۲

برو جايی که کر و فر نباشد
در آنجا از تو بالاتر نباشد
ز عطاران بجو مشک ختن را
به هر جا عنبر و زعفر نباشد
ز صنف عاشقان نشماری او را
که رنگش زرد و چشمش تر نباشد
خدا می خوانی ای جاهل علی را
ولی الله است، پيغمبر نباشد
بلا گرديده يکسر خلق عالم
سپند امروز در مجمر نباشد
مثال توت ريزد جيلک من
اگر در زير آن استر نباشد
غم پشک عشقری در خاطرم نيست
که نامم ثبت در دفتر نباشد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *