+ - x
 » از همین شاعر
 می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر می داشتم
 می پرستم، جان سر پیمانه سودا می کنم
 با همه بیگانگی ها آشنای کیستم؟
 بیا بیا که جگرخون و بیقرار تو ام
 در بياض چشم خود تصوير شيرين می کشم
 حاصل نشد ز وصل تو کامم هزار حيف
 پيکر آن ماه سيما نقرۀ خام است و بس
 می نمايی اگر جدايی باز
 الحذر ای دل که برق روی خوبان آتش است
 چرا بسيار کاهش می کنی يار

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

چرا بسيار کاهش می کنی يار
بفرما هرچه خواهش می کنی يار
دريغ از تو نکردم هيچ شی را
هنوز هم آزمايش می کنی يار
چرا من را دهی هر لحظه دشنام
رقيبان را نوازش می کنی يار
جمالت رنگ ديگر می نماند
لباست را که آلش می کنی يار
به صنف ماهرويان گرم رويي
مثال مهر تابش می کنی يار
ز کويت پا نگيرم تا حياتم
اگر در فرقم آتش می کنی يار
ز دست عشقری در پيش هر کس
چه بد کرده که نالش می کنی يار؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *