+ - x
 » از همین شاعر
 هر چه داری، وفا نداری يار
 ای که بودی چند روزی خوبرو، مويت چه شد؟
 نه همدمی كه دمی نام دوستان ببرد
 رنگ حنا بدست تو ای نوجوان خوشست
 تنها نگفته ام رخ زيبا گل گلاب
 ای خوش آن وقتيکه يوسف را زليخا می خريد
 می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر می داشتم
 بوصل یار اگر در می گرفتم
 به غير از آستانت جا ندارم
 چرا بسيار کاهش می کنی يار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بگذر ز خواهشات رضاجوی يار باش
هر امر بر سرت که نمايد تيار باش
از سات و بات و فيشن و آرايشت گذر
عجز و نياز پيشه نما خاکسار باش
ليلی وشی اگر ز برت دل ربوده است
مجنون صفت برآ ز وطن، بی ديار باش
از آرزو و خواهش بی جا کناره شو
گر بار عشق می کشی بی کار و بار باش
بر دوری تو يار اگر شاد می شود
تا می توانی عشقری از وی کنار باش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *