+ - x
 » از همین شاعر
 من ضرب تیغ ابروی نازت شمرده ام
 می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر می داشتم
 گر شود زاهد دچار ساز پرجوش رباب
 ای دوستان برای خدا ياد ما کنيد
 نگارا لباس قشنگ تو خوش
 من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا
 چه عیدست اینکه قربانت نگشتم
 عمری دلم به ناوک نازت نشانه بود
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 صرف کردم عمر خود را در غزلسراييها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بگذر ز خواهشات رضاجوی يار باش
هر امر بر سرت که نمايد تيار باش
از سات و بات و فيشن و آرايشت گذر
عجز و نياز پيشه نما خاکسار باش
ليلی وشی اگر ز برت دل ربوده است
مجنون صفت برآ ز وطن، بی ديار باش
از آرزو و خواهش بی جا کناره شو
گر بار عشق می کشی بی کار و بار باش
بر دوری تو يار اگر شاد می شود
تا می توانی عشقری از وی کنار باش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *