+ - x
 » از همین شاعر
 حرف ناگفته گفتنی دارد
 عمری دلم به ناوک نازت نشانه بود
 از بار درد سرو قدم بی نمود شد
 صرف کردم عمر خود را در غزلسراييها
 ای لاله رو بوصف تو دیوان نوشته ام
 گشته از فيض کدامين رو منور ماهتاب
 پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم
 چه نويسم که حال من چون است
 فدای چشم نمناکت شوم يار
 حاصل نشد ز وصل تو کامم هزار حيف

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر می داشتم
دامنی را می گرفتم چنگ اگر می داشتم
روش می شد اصطلاحاتی که در شعر من است
بر سر دیوان خود فرهنگ اگر می داشتم
قدرتم نبود که از میخانه ای ساغر کشم
گرم می کردم سر خود بنگ اگر می داشتم
ماه من امروز غمگینی، نمی دانم چرا
ساز می کردم برت سارنگ اگر می داشتم
یا ترا یا خویش را می کشتم حالا ای رقیب
همچو عیاران عالم ننگ اگر می داشتم
محفل ما از قدوم خشک او افسرده شد
می زدم بر فرق زاهد سنگ اگر می داشتم
چاپلوسی ناید از دستم به مانند رقیب
آشنایم می شدی نیرنگ اگر می داشتم
عشقری در سینه ی من سازهای بی صداست
می شنید اهل جهان آهنگ اگر می داشتم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *