+ - x
 » از همین شاعر
 شکست دل صدا دارد، ندارد
 منم که سايهٔ من فرش بوريای من است
 چندان من از فراق تو آه و فغان کنم
 نه نشاط و نه ماتمی دارم
 ياد روزی که دلم آيينه ی روی تو بود
 به تار عاشقی بندم خدايا
 خير خدايا دلم زنگ خطر می زند
 داری خبر که از دل و جان می پرستمت
 به گوش من صدای زنگ عشق است
 از محبت در جهان امروز يک نام است و بس

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست
آلاب و تاب و راک تو سر تا به پا خوشست
دارم طلب به پای تو يک بوسه جان من
قرض مرا اگر بنمايی ادا خوشست
ناز و نعيم دهر نخواهد گدای تو
پهلوی دردمند ترا بوريا خوشست
نی ميل باغ دارد و نی خواهش قفس
در حيرتم که مرغ دلم در کجا خوشست
ای دل اگرچه طوف حرم فرض عين ماست
رفتن باهل عشق سوی کربلا خوشست
ای عشقری سلام طمع با کسی مده
الفت به هرکه می کنی بی مدعا خوشست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *