+ - x
 » از همین شاعر
 خار غفلت می نشانی در ریاض دل چرا
 گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
 هرجا روی ای ناله سلامی ببر از ما
 عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
 محبت بسکه پر کرد از وفا جان و تن ما را
 به مهر مادرگیتی مکش رنج امید اینجا
 هرکجا نسخه کنند آن خط ریحانی را
 مکش ای آفتاب از فکر زر بر پشت آتش را
 بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
 کرده ام باز به آن گریهٔ سودا، سودا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نه طرح باغ و نه گلشن فکنده اند اینجا
در آب آینه روغن فکنده اند اینجا
غبار قافلهٔ عبرتی که پیدا نیست
همه به دیدهٔ روشن فکناه اند اینجا
رسیده گیر به معراج امتیاز چو شمع
همان سری که زگردن فکنده اند اینجا
جنون مکن که دلیران عرصهٔ تحقیق
سپر ز خجلت جوشن فکنده اند اینجا
یکی ست حاصل و آفت به مزرعی که شبی
ز دانه مور به خرمن فکنده اند اینجا
به صید خواهش دنیای دون دلیر متاز
هزار مرد ز یک زن فکنده اند اینجا
سر فسانه سلامت که خوابناکی چند
غبار وادی ایمن فکنده اند این جا
نهفته است تلاش محیط موج گوهر
یه روی آبله دامن فکنده اند اینجا
رموز دل نشود فاش بی چراغ یقین
نظر به خانه ز روزن فکنده ا ند اینجا
مقیم زاویهٔ اتفاق تسلیمم
بساط عافیت من فکنده اند اینجا
چو شمع گردن دعوی چسان کشم بیدل
سرم به دوش فکندن فکند ه اند اینجا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *