+ - x
 » از همین شاعر
 پرکرده جرو لایتجزاکتاب ما
 موج پوشید روی دریا را
 نیست باک از برق آفت دل به آفت بسته را
 قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا
 گر کماندار خیالت در زه آرد تیر را
 سطر یقین به حک داد تکرار بی حد ما
 دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
 جنون کی قدردان کوه و هامون می کند ما را
 خار غفلت می نشانی در ریاض دل چرا
 بسکه چون گل پرده ها بر پرده شد سامان مرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گذشتگان که هوس دیده اند دنیا را
به پیش خود همه پس دیده اند دنیا را
دوام کلفت دل آرزو نخواهی کرد
در آینه دو نفس دیده اند دنیا را
چوصبح هیچ کس اینجا بقا نمی خواهد
هزار بار ز بس دیده اند دنیا را
دل دو نیم چوگندم نموده اند انبار
اگر به قدر عدس دیده اند دنیا را
به احتیاط قدم زن که عافیت طلبان
سگ گسسته مرس دیده اند دنیا را
مقیدان به چه نازند ازین تماشاگاه
به چشم باز قفس دیده انددنیا را
دمی به حکم هوس چشم آب باید داد
که دود آتش خس دیده اند دنیا را
به قدر جاه و حشم انفعال در جوش است
هما کجاست مگس دیده اند دنیا را
چه آگهی وچه غفلت چه زندگی وچه مرگ
قیامت همه کس دیده اند دنیا را
وداع قافلهٔ اعتبارکن بیدل
همین صدای جرس دیده اند دنیا را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *