+ - x
 » برترین ها
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
 خبر داری که دين و عشق و ايمانم تويی جانا؟ اي جانا!
 از آن روز که پیمان با تو بستم
 تو گل ناز همه، سرو طناز همه
 از تو دورم
 مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی
 ای نیلگون دریای من، باز آمدم باز آمدم
 تنها تويی، تنها تويی، در خلوت تنهاييم

 غمش در نهانخانه ی دل نشيند
   » دفعات بازدید: ۴۴۳۰

امتیاز: ۴,۸ | مجموع آراء: ۹
  رویۀ پیشین

رویۀ پسین