+ - x
 » دیگر ترانه ها
 اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 همه يارانم به پريشانی، که سيه شام و سحری دارم
 ساقيا مرا درياب،پر کن از وفا جامم
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 ز بس به ياد تو هر شب خدا خدا کردم
 از ناز چه می خندی ، بر ديده که می گريد ؟
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 بهار من حذر از نو بهاران می کنی تا کی؟
 ترا افسون چشمانم ز ره برده ست می دانم (دعوت)

برگ نخست » موسیقی » از ناز چه می خندی ، بر ديده که می گريد ؟
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۱۸
از ناز چه می خندی بر دیده که می گرید
این دیده زمانی نیز خندیده که می گرید
چون دیده ترا سر مست از باده اغیاری
در خون خود از غیرت غلتیده که می گرید
تنها نه از این مردم صد روی و ریا دیده است
از مردمک خود هم بد دیده که می گرید
لب نیک و بد دنیا نا خوانده که می خندد
چشم آخر هر کاری پاییده که می گرید
صد داغ نهان دارد این سینه که می سوزد
صد گونه بلا دیده است این دیده که می گرید

ترانه سرا: علی اشتری


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سعید:

باسلام
لطفا این شعررابه صورت زیرتصحیح نمایید.مزید تشكر
از ناز چه می خندی ، بر دیده که می گرید ؟
این دیده زمانی نیز خندیده ، که می گرید
چون دیده ترا سر مست ، از باده اغیاری
در خون خود از غیرت ، غلتیده که می گرید
تنها نه از این مردم ، صد روی و ریا دیده است
از مردمک خود هم ، بد دیده که می گرید
لب نیک و بد دنیا ، نا خوانده که می خندد
چشم آخر هر کاری پاییده که می گرید
صد داغ نهان دارد ، این سینه که می سوزد
صد گونه بلا دید ه است این دیده که می گرید

پاسخ
تصحیح شد دوست عزیز.
ممنون از شما



 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *