+ - x
 » دیگر ترانه ها
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 يار از دل من خبر ندارد
 تو دانی تو، زچه جوهر آفريدی، دل داغدار ما را
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 آخرین شام آشنایی
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 هوای عشق تو از سر بدر نخواهد رفت
 بد دعايت کنم او بد دعايت کنم
 با آن همه قول و قرار و پيمان
 گل سبو بدوش آمد، ساغر خموشان کو؟

برگ نخست » موسیقی » اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۴
اگر پنهان
اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

و گر نادان
و گر نادان
و گر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

اگر پنهان
اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

همای گلشن قدسم
همای گلشن قدسم نه صید دانه و دامم
نه صید دانه و دامم

تذرو باغ
تذرو باغ
تذرو باغ فردوس ام، نه مرغ این گلستانم

اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

و گر نادان
و گر نادان
و گر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

من آن هوشیار سرمستم
من آن هوشیار سرمستم، که نبود بی قدح دستم
که نبود بی قدح دستم

نگویم نی
نگویم نی
نگویم نیستم، هستم، بلی هم این و هم آنم

اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

اگر نادان
اگر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

سپهر مهر را ماهم
سپهر مهر را ماهم، جهان عشق را شاهم
جهان عشق را شاهم

بتان را آ
بتان را آستین بوسم، مغان را آفرین خوانم

اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

اگر نادان
اگر نادان
اگر نادان
اگر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

اگر پنهان
اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم...

متن غزل از خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

بشنوید:


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حمید ر.ا:

خیلی عالی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *