+ - x
 » دیگر ترانه ها
 مُردم از درد و نمی آيی به بالينم هنوز (وفای شمع)
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن
 بهار آمد
 يار با ما بيوفايی ميکند
 مرا چون قطرۀ اشکی ز چشم انداختی رفتی
 چشم به راهت دل به يادت گريه کردم
 بهار جوانيم رفت، افسوس
 ز همراهان جدايی مصلحت نيست
 ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم

برگ نخست » موسیقی » آغاز گشته زندگی (چون سحر)
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱۱
چون سحر روشن چراغ زندگی
بر زمین و آسمان زندگی
لحن داوودی به گوش مردمان،
مردمان ناتوان
شد طنین انداز،
ختم ساز این بندگی
آغاز گشته زندگی
آزاد از بیم فنا
آغاز شد پایندگی
دور سر افرازیست
آزاد از شرمندگی
پیر و برنای وطن
کودکان و مرد و زن
با سرور و با نشاط
کف زنان شادی کنان
یک سخن به یک زبان:
ای تو امید جوان و پیر مان
خوش آمدی ، خوش آمدی
خوش آمدی غرور ما
خوش آمدی سُرور ما
خوش آمدی ، خوش آمدی
با اتحاد دست دهیم
با اتفاق همدگر
بنای عدل پایدار
بنای عدل آمدی
به این نظام نوین
خوش آمدی ، خوش آمدی
خوش آمدی ، خوش آمدی
خوش آمدی غرور ما
خوش آمدی سُرور ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *