+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای دزديده چشم از آهو
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
 ز سنگ نيست قلب من، بيا که آب ميشود
 ای بُلبُل خوش الحان
 ای دل،ای دل، دل دیوانه
 ز جان من چه ميخواهی؟ تو رفتی بی تو من مُردم
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 ای بُت بی رحم، شکار افگنم
 ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس

برگ نخست » موسیقی » امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲۲
امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم
گر چه عشق تو سرابیست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه به سرابم کن و بگذار بمیرم
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی
بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم
پیرم و نیست دگر بیم ز دمسردی مرگ
گرم رویای شبابم کن و بگذار بمیرم
خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث
کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم
تابکی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم
از در خویش جوابم کن و بگذار بمیرم
اشک گرمم که بنوک مژۀ شمع بلرزم
شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Ahmad:

واه واه بسيار زيبا ومقبول قربانتان.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *