+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تنها تويی، تنها تويی، در خلوت تنهاييم
 يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 باده ها خاليست
 دل ما هر چه ريش و خسته، بهتر
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 من بار سنگينم مرا بگذار و بگذر
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم؟
 ای عشق! ز دست تو قلب من سوخته، سوخته

برگ نخست » موسیقی » ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاینهمه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
«من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن
دامنِ وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
«شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانهء مایی»

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید بخلوت ننشیند
«پرده بردار که بیگانه خود آن روی نه بیند
تو بزرگی و در آئینهء کوچک ننمایی»

ترانه سرا: استاد شهریار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *