+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 دوستت دارم هميشه، هميشه
 بچه نشو ای دل
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 سوز قلبم جاودانی، سيل اشکم ارغوانی
 خودت ميدانی گل من، خودت ميدانی
 دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
 آمد نفس صبح و سلامت نرسانيد
 ميگُم که دوستت دارُم، خودته خپ ميزنی
 رقص بکن، شور بده خرمن زلفان

برگ نخست » موسیقی » ش » شکايت دارم
۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰
شکایت دارم
حواله دار به تو میگویم
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نوکش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
کمان ابرو کمانت را ببوسم
سنان مژگان سنانت را ببوسم
کمند افگن بگیر آن گیسویت را
صدف دندان، لبانت را ببوسم
ز راه دیده در دل خانه کردی
ز پستی خانه را ویرانه کردی
نگویم ز آنچه کردی یا نکردی
فقط یک گپ؛ مرا دیوانه کردی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *