+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای دزديده چشم از آهو
 ای شعله ی حزين
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!
 خودت ميدانی گل من، خودت ميدانی
 دوستت دارم هميشه، هميشه
 چشم به راهت دل به يادت گريه کردم
 آمد نفس صبح و سلامت نرسانيد
 مُردم از درد و نمی آيی به بالينم هنوز (وفای شمع)
 لاړ شه ننګرهار ته کميس تور ما ته راوړه
 بی تو گلگشت چمن ای گل بدن نايد خوشم

برگ نخست » موسیقی » ف » فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۱۰
فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه مینداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون زغم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو بمو این داستان را شانه میداند

ترانه سرا: ابوالقاسم لاهوتی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohib Panjshiri:

Please inform me more about ahmad zahir




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *