+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تو دانی تو، زچه جوهر آفريدی، دل داغدار ما را
 او دلبر اگر تو يار من باشی
 ای شعله ی حزين
 دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
 ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم
 بد دعايت کنم او بد دعايت کنم
 ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس
 پر کن پياله را
 آهسته برو
 بت نازنينم، مه مهربانم

برگ نخست » موسیقی » ف » فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۱۰
فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه مینداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون زغم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو بمو این داستان را شانه میداند

ترانه سرا: ابوالقاسم لاهوتی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohib Panjshiri:

Please inform me more about ahmad zahir




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *