+ - x
 » دیگر ترانه ها
 اين شعر را برای تو ميگويم (شعری برای تو)
 ز جان من چه ميخواهی؟ تو رفتی بی تو من مُردم
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 ای ماه کنعانی من آن دل که بُردی باز ده
 حسنت رباید آب و تاب
 ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
 آه چه خوش آمدی، صفا کردی
 مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن
 گل سبو بدوش آمد، ساغر خموشان کو؟
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين

برگ نخست » موسیقی » ب » با آن همه قول و قرار و پيمان
۴.۸
امتیاز: ۴.۸ | مجموع آراء: ۵
با آن همه قول و قرار و پیمان
که با من غم زده داشتی رفتی
میخواستی از تنهایی دورم کنی
اما مرا تنها گذاشتی رفتی
پس آن همه وعده که دادی چه شد
رفتی و بر وعده ات وفا نکردی
گفتی خدا ترا به من رسانده
رفتی و شرمی از خدا نکردی
برو ولی هر جا باشی
هر جای این دنیا باشی
یک روزی پیدایت میکنم
نگاه به چشمهایت میکنم
راز ترا پیش همه
میگم و رسوایت میکنم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد:

خواستم عضو سایت وزین شما باشم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *