+ - x
 » دیگر ترانه ها
 چه خواهی گفت روز حشر در پیش خدای من (مجلسی)
 اين شعر را برای تو ميگويم (شعری برای تو)
 تو با منی، تو با منی
 ناله کن ای دل شوريدۀ من
 از اینجا تا شمالی کار دارم (شمالی)
 يار از دل من خبر ندارد
 رقص بکن، شور بده خرمن زلفان
 آه چه خوش آمدی، صفا کردی
 شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام
 بگذرد، بگذرد، عمر من بگذرد

برگ نخست » موسیقی » ب » بگذار بگريم من و بگذار بگريم
۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳
بگذار بگریم من و بگذار بگریم
بگذار در این نیمه شب تار بگریم
در ماتم پژمردن گلهای امیدم
بگذار که چون ابر به گلزار بگریم
مرغ دل من پر زد و افتاد به دامش
بگذار بر این مرغ گرفتار بگریم
غمخوار من خسته بجز دیده ی من نیست
بگذار به غمخواری خود زار بگریم
او رفت و امید دل من دور شد از من
بگذار که در دوری دلدار بگریم
در ورطه ی دیوانگی ام میکشد این عشق
بگذار بر این عاقبت تار بگریم
او خنده زنان رفت و مرا اشک فشان کرد
بگذار بگریم من و بگذار بگریم

ترانه سرا: مريم ملک ابراهيمی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *