+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای نازنين از عشق تو، ديوانه ام، ديوانه ام
 پوشيده چون جان ميروی اندر ميان جان من
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 مُردم از درد و نمی آيی به بالينم هنوز (وفای شمع)
 دزد عشقم من و ديشـب ره دلـها زده ام
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 سحر میگفت بلبل باغبان را
 بهار آمد
 نی، نی، هرگز، هرگز

برگ نخست » موسیقی » ب » بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۹
بمان ای شب که تاریکی و بیداری دلم خواهد
برو ای مه که اندوه شب تاری دلم خواهد
بیا ای غم، بیا ای مونس شبهای تار من
که امشب از تو همدردی و همکاری دلم خواهد
بسوز ای جان که جانی آتش افروز آرزو دارم
بکاه ای تن که رنجوری و بیماری دلم خواهد
برنجان و بنالانم، بگریان و بسوزانم
که سوز و اشک و آه و ناله و زاری دلم خواهد
کنار و بوس و آغوش تو ارزانی به بی دردان
که من دنیای دردم عاشق آزاری دلم خواهد
غم عشقی کرامات کردۀ جان و دل ما را
که حق نشناسم ار یک ذره غمخواری دلم خواهد
بجز روی تو و موی تو و چشم نکوی تو
ز هر چه در دو عالم هست بیزاری دلم خواهد

ترانه سرا: يزدانبخش قهرمان


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

شروین شجاع نیا:

خداوند رحمت كند شاعر گرانقدر خراساني آقاي يزدانبخش قهرمان را كه عمري را در خدمت به خلق و هنر اين مرز و بوم كوشيد




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *