+ - x
 » دیگر ترانه ها
 من در اين ويرانه منزل گنج ها گم کرده ام
 روشنی چشمم، بی تو نتوانم
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
 آخرین شام آشنایی
 ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
 يار از دل من خبر ندارد
 دوستت دارم، والله! بالله!
 مست شدم ساقی، مست شدم ساقی
 تنها شدم، تنها!

برگ نخست » موسیقی » ب » بهار جوانيم رفت، افسوس
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
بهار جوانیم رفت، افسوس
نشاط عمر به پایان رسید، افسوس
خوشی از غم چو عقاب کرده پرواز
سوی آسمانها رفت، افسوس
ای پرنده زیبا، سوی من بیا، بیا
آفتاب زندگیم!
روشنی چشمانم تار، تار
قلب شکسته ام در انتظارت
بود همیشه این قلب غمگسارت
گر چه پرواز تو جای دگریست
برگرد، نما شاد این قلب غمگینم
غم بهار جدایت، ماند به قلبم جاودانی
دانم این عمر رفته، نقشیست از پشیمانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *