+ - x
 » دیگر ترانه ها
 عاشقم، عاشق به رويت، گر نميدانی بدان
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 من اگر ديوانه ام زنجير کو؟
 چرا ديشب به سوی من نميديدی، نميديدی
 پوشيده چون جان ميروی اندر ميان جان من
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 با خبر باش

برگ نخست » موسیقی » ب » باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۳۱
باز آمدی ای جان من جانها فدای جان تو
جان من و صد همچو من قربان تو ، قربان تو
من کز سر آزادگی از چرخ سر پیچیده ام
دارم کنون در بندگی سر بر خط فرمان تو
آشفته همچون موی تو کار من و سامان من
مست است همچون بخت من عهد تو و پیمان تو
مگذار از پا افتم ای دوست دستم را بگیر
روی من و درگاه تو، دست من و دامان تو
گفتی که جانان که ام؟ جانان من، جانان من
گفتی که حیران که یی؟ حیران تو، حیران تو
امشب اگر مرغ سحر خواند سرود، میخوانمش
چون بارها بر بست لب او در شب هجران تو
با بوسه یی از آن دو لب اکرام را اتمام کن
هر چند باشد پارسا شرمندۀ احسان تو

ترانه سرا: پارسای توسيرکانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *