+ - x
 » دیگر ترانه ها
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 يارک من تو چرا خوش باور هستی گلم
 بوی تو خيزد هنوز بوی تو از بسترم
 از سفر خوش آمدی (خبر آورده اند آمده یی)
 مست شدم ساقی، مست شدم ساقی
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت
 من در اين ويرانه منزل گنج ها گم کرده ام
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 صد ره در انتظارت، تا پشت در دويدم
 بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم

برگ نخست » موسیقی » ب » باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۲۸
باز آمدی ای جان من جانها فدای جان تو
جان من و صد همچو من قربان تو ، قربان تو
من کز سر آزادگی از چرخ سر پیچیده ام
دارم کنون در بندگی سر بر خط فرمان تو
آشفته همچون موی تو کار من و سامان من
مست است همچون بخت من عهد تو و پیمان تو
مگذار از پا افتم ای دوست دستم را بگیر
روی من و درگاه تو، دست من و دامان تو
گفتی که جانان که ام؟ جانان من، جانان من
گفتی که حیران که یی؟ حیران تو، حیران تو
امشب اگر مرغ سحر خواند سرود، میخوانمش
چون بارها بر بست لب او در شب هجران تو
با بوسه یی از آن دو لب اکرام را اتمام کن
هر چند باشد پارسا شرمندۀ احسان تو

ترانه سرا: پارسای توسيرکانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *