+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
 ای شعله ی حزين
 تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن
 عاشق شده ام گواهم اينست
 شبهاي ظلمانی، ميان طوفان ها
 آهسته برو
 دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
 مُردم از درد و نمی آيی به بالينم هنوز (وفای شمع)
 ای گلعذار من، باغ و بهار من

برگ نخست » موسیقی » ب » بیاييد که گلزار دميده ست
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲
بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
بیایید بیایید که دلدار رسیده ست
بیارید بیکبار همه جان و جهان را
به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده ست
بران زشت بخندید که او ناز نماید
بران یار بگریید که از یار بریده ست
همه شهر بشورید چو آوازه در افتاد
که دیوانه دگر بار ز زنجیر رهیده ست
بکوبید دُهلها و دگر هیچ مگوئید
چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیده ست
چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت
مگر نامه ی اعمال ز آفاق پریده ست
خمش باش خمش باش مکن فاش مکن فاش
مخور غوره و مفشاء که انگور رسیده ست

ترانه سرا: مولانا جلال الدين محمد بلخی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *