+ - x
 » دیگر ترانه ها
 به آسمان بگوييد، به دلبران رسانيد
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 با خبر باش
 دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
 شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام
 يار از دل من خبر ندارد
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت
 فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
 پنداشتم هميشه گل خاطر منی
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!

برگ نخست » موسیقی » ب » بیاييد که گلزار دميده ست
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲
بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
بیایید بیایید که دلدار رسیده ست
بیارید بیکبار همه جان و جهان را
به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده ست
بران زشت بخندید که او ناز نماید
بران یار بگریید که از یار بریده ست
همه شهر بشورید چو آوازه در افتاد
که دیوانه دگر بار ز زنجیر رهیده ست
بکوبید دُهلها و دگر هیچ مگوئید
چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیده ست
چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت
مگر نامه ی اعمال ز آفاق پریده ست
خمش باش خمش باش مکن فاش مکن فاش
مخور غوره و مفشاء که انگور رسیده ست

ترانه سرا: مولانا جلال الدين محمد بلخی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *