+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بياييد بياييد به ميدان خرابات
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 باده ها خاليست
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 نداند رسم ياری، بيوفا ياری که من دارم
 شکايت دارم
 آخرین شام آشنایی
 ز دستم بر نمی خيزد که يکدم بی تو بنشينم
 تنها شدم، تنها!

برگ نخست » موسیقی » ب » بت نازنينم، مه مهربانم
۱.۵
امتیاز: ۱.۵ | مجموع آراء: ۲
بت نازنینم! مه مهربانم!
چرا قهری از من بلایت به جانم؟
عزیزم! چه كردم كه رنجیدی از من
بگو تا گناه خودم را بدانم
ز من عمر خواهی؟ بگو تا ببخشم
به من زهر بخشی؟ بده تا ستانم
فلك مات بود از توانایی من
كه اكنون چنین پیش تو ناتوانم
ز درس محبت بجز نام جانان
به چیزی نگردد زبان در دهانم
من آخر از این شهر باید گریزم
كه مردم به تنگ آمدند از فغانم
چه دستان كنم تا روم جای دیگر
كه این ملک پر شد از داستانم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

ﺣﻤﻴﺪ:

ﺩﺭ ﻣﺼﺮﺍﻉ ﺁﺧﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎ ٍ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻳﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﮑﻪ ﻣﻠﮏ ﺻﺤﻴﺢ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ.

پاسخ
اشتباه تایپی تصحیح گردید. با سپاس!



 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *