+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای رشک گلها، دادی فريبم
 سرود شبانگاه
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 آهسته برو
 آهنگ زندگی خواند به گوش من
 نميدانم به روی کی بخندم
 فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند

برگ نخست » موسیقی » ب » بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۴
بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
به اندوۀ جدایی ها هم آغوشت کنم، کردم
اگر میخواستی رسوا کنی نام مرا، کردی
و گر میخواستم چون شعله خاموشت کنم، کردم
پس از آن آرزومندی که در پی داشت نومیدی
دلم میخواست در مرگم سیه پوشت کنم، کردم
مرا دردیست کو درمان ندارد جز فراموشی
دلت میخواست گر روزی فراموشت کنم، کردم




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *