+ - x
 » دیگر ترانه ها
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام
 عشق من با تو بود، قلب من با تو بود
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 بگذار بگريم من و بگذار بگريم
 وای من بيهوده ام
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 اشک های من همچون قطره های باران است
 افسوس که عشق پاک تو رنگ هوس گرفت
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم

برگ نخست » موسیقی » ب » بد دعايت کنم او بد دعايت کنم
۳.۴
امتیاز: ۳.۴ | مجموع آراء: ۵
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه ، نانت همه یخ
گفتم که به چوک جاده تنها نروی ، او ظالم رفتی
گفتم که به پارک شهر بی ما نروی ، او ظالم رفتی
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه ، نانت همه یخ
گفتم که بیا به کلبه ویرانه ، گفتی نی نی
گفتم که بسوی کس تو نگاه نکنی ، دیدم دیدی
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه ، نانت همه یخ
گفتم که محمل رقیبان نروی ، او ظالم رفتیی
گفتم که بغیر عهد و پیمان نکنی ، او ظالم کردی
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه نانت همه یخ


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

MURTAZA :

روحت شاد ، خواندی وسرودی وچی صد حیف با خاک خیمه پهن کردی !!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *