+ - x
 » دیگر ترانه ها
 عجب صبری خدا دارد
 دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
 باده ها خاليست
 ای دزديده چشم از آهو
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
 مست شدم ساقی، مست شدم ساقی
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
 ای بُت بی رحم، شکار افگنم

برگ نخست » موسیقی » ب » بد دعايت کنم او بد دعايت کنم
۳.۴
امتیاز: ۳.۴ | مجموع آراء: ۵
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه ، نانت همه یخ
گفتم که به چوک جاده تنها نروی ، او ظالم رفتی
گفتم که به پارک شهر بی ما نروی ، او ظالم رفتی
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه ، نانت همه یخ
گفتم که بیا به کلبه ویرانه ، گفتی نی نی
گفتم که بسوی کس تو نگاه نکنی ، دیدم دیدی
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه ، نانت همه یخ
گفتم که محمل رقیبان نروی ، او ظالم رفتیی
گفتم که بغیر عهد و پیمان نکنی ، او ظالم کردی
بد دعایت کنم او بد دعایت کنم
اویت گرم باشه نانت همه یخ


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

MURTAZA :

روحت شاد ، خواندی وسرودی وچی صد حیف با خاک خیمه پهن کردی !!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *