+ - x
 » دیگر ترانه ها
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 سرود شبانگاه
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!
 ای بُلبُل خوش الحان
 شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
 ای قوم بحج رفته کجاييد کجاييد
 بیاييد که گلزار دميده ست
 نی، نی، هرگز، هرگز
 اگر عشق باشد
 از دستت فغان، فغان دارم

برگ نخست » موسیقی » به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن میرسد، چه چاره کنم

سخن درست بگویم، نمی توانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید
گر از میانه بزم طرب کناره کنم

ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حوالت سر دشمن به سنگ خاره کنم

به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم

گدای میکده ام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم

مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ندامت رند شراب خواره کنم

زباده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم

تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

امید:

اشتباهات زیاد دیده می شود لطفا اصلاح نمایید




مسعود:

سلام
1. می خورند 2. گر از میانه ی بزم طرب 3.گل مراد شکفت 4.بتی چو سلطانی 5. ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم 6. ره و رسم لقمه پرهیزی 7.ندامت 8.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *