+ - x
 » دیگر ترانه ها
 به سنگ غم زدی پيمانه ام را
 تنها تويی، تنها تويی، در خلوت تنهاييم
 باده ها خاليست
 ز جان من چه ميخواهی؟ تو رفتی بی تو من مُردم
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 هنوز بر لب من، جای بوسه های تو است
 اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت (فروغ امید)
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 چه بيهوده چه ساده من عاشق خسته
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره

برگ نخست » موسیقی » چرا ديشب به سوی من نميديدی، نميديدی
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۹
چرا دیشب به سوی من نمیدیدی، نمیدیدی
نهانی هم به سوی من نخندیدی، نخندیدی
تغافل بود یا از بودن اغیار ترسیدی؟
مبادا نازنین من، زمن تو سرگران باشی
خدا نا خواسته ای جان، به حرف این و آن باشی
تمام شب از این غم دلبرمن خون دل خوردم
به آه و گریه و زاری، شب خود را به سر بردم

دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *