+ - x
 » دیگر ترانه ها
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 ای که از يار نشاط می طلبی، يار کجاست؟
 شبی ز شبها، من و تو تنها
 ز جان من چه ميخواهی؟ تو رفتی بی تو من مُردم
 بوی تو خيزد هنوز بوی تو از بسترم
 از سفر خوش آمدی (خبر آورده اند آمده یی)
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)
 فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند

برگ نخست » موسیقی » دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴
دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
دانم چرا مژگان تو تیر دل شـکـــار دارد
باید بگویم این زمان اسرار دل با دوسـتان
که منم بسی ناتوان تویی شـمع رفیق من
دل اگر از غم بمیرد کام دل از تو نگیرد
دل اگر بیچاره گردد آخر در پایت بمیرد
دانم که دلدارت منم به دل خریدارت منم
دانم نداند هیچ کس عاشق دیدارت منم
کردی سفر در نیمه شــب آهنگ ساز گوید
گر ببیند بر چشــم تو آهـنـگ راز تو گــویـد
دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد
دانم چرا مــــژگان تو تیر دل شکار دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *