+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تنها شدم، تنها!
 چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 آخر ای دریا
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد
 آخرین شام آشنایی
 الهی من نميدانم، به علم خود تو ميدانی
 صد ره در انتظارت، تا پشت در دويدم

برگ نخست » موسیقی » در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۹
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ویرانه ندارد
دل را بکف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی ؟
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت پروانه ندارد
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
دو روزۀ عمر این همه افسانه ندارد

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

امیر حسینی بخت جو:

ای کاش شعرهایی را که ذکر می فرمایید با ذکر منبع و صفحه باشد.
با سپاس از شما




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *