+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ز حادثات جهانم همين خوش آمد و بس
 از تنگنای محبس تاریکی
 باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 او بانو بانو جانا، او شهر بانو جانا
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 شبی ز شبها، من و تو تنها
 آخرین شام آشنایی

برگ نخست » موسیقی » در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱۰
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ویرانه ندارد
دل را بکف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی ؟
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت پروانه ندارد
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
دو روزۀ عمر این همه افسانه ندارد

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

امیر حسینی بخت جو:

ای کاش شعرهایی را که ذکر می فرمایید با ذکر منبع و صفحه باشد.
با سپاس از شما




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *