+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دزد عشقم من و ديشـب ره دلـها زده ام
 نبری گمان که مفتی بخدا رسيده باشی
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 برويد ای حريفان
 بيا بريم به سنگ ران جمله خوبان هموجس
 رفت از برم دلستان روز و شب در فغان، آسمان
 ای که از يار نشاط می طلبی، يار کجاست؟
 يارک من تو چرا خوش باور هستی گلم
 شب ظلمانيم امشب سياه از ديشب است، امشب
 همه يارانم به پريشانی، که سيه شام و سحری دارم

برگ نخست » موسیقی » در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱۰
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ویرانه ندارد
دل را بکف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی ؟
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت پروانه ندارد
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
دو روزۀ عمر این همه افسانه ندارد

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

امیر حسینی بخت جو:

ای کاش شعرهایی را که ذکر می فرمایید با ذکر منبع و صفحه باشد.
با سپاس از شما




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *