+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تنها شدم، تنها!
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت
 گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 نی، نی، هرگز، هرگز
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 تو گل ناز همه، سرو طناز همه
 از دستت فغان، فغان دارم
 من در سرای تو شور دگر دارم
 کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟

برگ نخست » موسیقی » در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱۰
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ویرانه ندارد
دل را بکف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی ؟
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت پروانه ندارد
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
دو روزۀ عمر این همه افسانه ندارد

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

امیر حسینی بخت جو:

ای کاش شعرهایی را که ذکر می فرمایید با ذکر منبع و صفحه باشد.
با سپاس از شما




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *